کرونا و امریکا!

اسدالله جعفری «پژمان»
کرونا و امریکا!

نویسنده: مایکل پی‌ باکلی

مترجم: اسدالله جعفری‌پژمان

پیش‌گفتار

این داستان از نظر پزشکی یا درمانی در مورد ویروس کرونا نیست؛ بل که تنها بازگو‌کننده و آگاهی‌دهنده در خصوص بحران کرونا در جامعه است. در ابتدای این داستان، ویروس کرونا یا به اصطلاح کوید -۱۹ به گونه‌ی مجموعی ۳۷۵ هزار امریکایی را آلوده کرده است. از نظر جنبه‌ی انسانی، ویروسی همه‌گیر و فراگیر و داستان موهومی است در مورد این که؛ اگر این  ویروس کنترل نشود و به شیوع و گسترش خود ادامه دهد، چه اتفاق‌های ناگواری در دنیا خواهد افتاد.

در این جا و در این داستان کوتاه، نوع ویروس مورد بحث نیست. فریادها و واکنش انسان‌ها به محدودیت‌ها و کسری‌های زندگی، شامل بی‌کاری‌های ناشی از شیوع بیماری همه‌گیر کرونا است. صرف نظر از این که چی چیزی عامل این ویروس بوده و یا این چی نوع ویروسی است. این داستان دارای هشت بندرگاه است که منابع، تدارکات و پول در آن جا تحویل داده می‌شود تا زمانی که منابع، تدارکات و پول تمام شود. غیرنظامیان و مردم ملکی، فاصله‌گذاری‌ها را در مکان‌ها و موقعیت‌ها با حمایت محدود دولت حفظ و رعایت می‌کنند.

کشورهایی که از حمایت بندرها -مناطقی و منطقه‌ای- امتناع می‌کنند، منابع و بودجه‌ی لازم را دریافت نمی‌کنند. بدون بندرهای دریایی، اما بندرهای هوایی یا زمینی به این شرح است: ایالات متحده‌ی امریکا، وایومینگ، لندن، انگلستان، مسکو، روسیه، پکن، چین، کوئینزلند، آسترالیا، آلبرتا، کانادا، برزیل، کنیا و افریقا. به خاطر به‌حداقل‌رساندن پریشانی، اضطراب و سردرگمی در میان مردم و جامعه‌ی کرونازده، مکان‌ها و کشور‌هایی مانند ایالات متحده، افریقا و روسیه، قرار است به جای نام از اشخاص در این داستان مورد استفاده قرار بگیرد. این داستان کوتاه دارای ۲۶۷۷ واژه است. بنا بر این، همه‌ی ما امیدواریم که این داستان خیالی و موهومی، هرگز واقعیت نداشته باشد. این داستان تنها می‌تواند الهامی برای مراقبت‌های بیش‌تر در برابر ویروس موجود کرونا در کشور و جامعه‌ی ما باشد.

جهان ناگهان تغییر کرد، دیگر جایی نمانده است که کسی در خانه نماند، هرج‌ومرج و بی‌نظمی جای‌گزین آرامش شد. دیگر هیچ کسی نمی‌داند که چه کاری کند و به کجا برود. ترس و هراس همه جا به شمول همسایگان شما را فرا گرفته است. دوستان و اقوام شما خطرناک شدند و دیگر قابل اعتماد نیستند. به پیشواز و آغاز سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ میلادی، در آینده و جامعه‌ی پردرد و پرماجرای ما خوش آمدید. هشت کشور دنیا این نوشته را روی دیوارها دیدند خواندند و بندرها -محلی و منطقه‌ای- ایجاد کردند تا به توزیع منابع و پول در سراسر جهان کمک کنند. مانند کشورهای:

ایالات متحده‌ی امریکا، وایومینگ،

  • لندن، انگلستان؛
  • مسکو، روسیه؛
  • پکن، چین،؛
  • کویینزلند، استرالیا؛
  • آلبرتا، کانادا؛
  • برزیل؛
  • کنیا و آفریقا.

کشورهای فوق در حال حاضر زنجیر تامین‌کننده‌ی مالی جهان استند. هر بندر افراد جدید مبتلاشده را به مدت دو هفته قرنتین می‌کند. پلیس و کارگرانی که زنجیر تأمین بودجه را اداره می‌کنند، از جمله کشورهای مناطق بندری استند. اگر هر کشوری که از تأمین مواد غذایی و بودجه خودداری کند آن کشور از لیست کشورهایی کمک‌کننده حذف می‌شود. کشورها غرق در نافرمانی مدنی و اجتماعی استند، پلیس، گارد ملی و ارتش هم‌زمان مصروف چندین مأموریت استند. نقاط تعیین‌شده و قطعی برای توزیع منابع و پول از پیش معین شده است. منابع و تدارکات در یک ایست بازرسی بدون راه‌نما که از پنجاه متر دور محافظت می‌شود، انداخته و برای مردم توزیع می‌شوند. پس از هفتادودو ساعت تهیه، تنظیم و بسته‌بندی کمک‌ها، آن‌ها باربری ‌شده و برای مردم منطقه صادر  و توزیع می‌شود.

نرخ بی‌کاری به بالاترین حد خود رسیده است، نبود کاروبار برای پرداخت هزینه‌ی مالیات و پرداخت کمک‌های اجتماعی به خاطر ویروس کرونا  باعث شده است که بیش‌تر دولت‌ها در جهان ورشکسته شوند. کشاورزی در مناطق بندری به تجدید منابع محدود مواد غذایی کمک می‌کند. کشورهایی که فاقد بودجه استند، نیروی کار را برای پیش‌رفت و اداره‌ی مزارع‌ خود اختصاص می‌دهند. مراکز گل‌خانه‌‌ای به مکان‌های تطهیر و تصفیه‌ی آب بدل شده است. نحوه‌ی عمل‌کرد در عرضه‌ی خدمات و تدارکات، کشورهایی که به میزان کافی روغن، برنج، گندم، سبزیجات یا گوشت دارند، می‌توانند مقدار بیش از حد آن‌ها را برای دریافت اقلام وارداتی مانند سوخت، گندم و غیره صادر کنند.

اگر کشورهایی که هیچ چیز، هیچ محصول یا هیچ نیروی کاری یا پولی را صادر و تولید نکنند، اجازه‌ی واردات هیچ چیزی را ندارند و نخواهند داشت؛ همه چیز را در کنترل سهم عادلانه در نمایش‌گاه خود نگه می‌دارند. روزهایی که حیوانات مزارع باید بدون آزمایش و بررسی قرنتین می‌شدند، اما آن روزها اکنون به پایان رسیده است. مراکز صحی محلی و روستایی، باید به وزارت بهداشت جهانی نشان دهند که حیوانات جدید در قرنتین قرار گرفته اند و داروهای مناسب برای درمان عفونت آن‌ها تجویز شده است. بدون کار و جواز معتبر، هیچ گونه مواشی صادر نمی‌شود و یا هم هیچ گوشتی برای مردم عرضه نمی‌شود. نظر به کشورهای مورد بحث، آشفتگی و ناآرامی‌های اجتماعی و مدنی به شکل متفاوتی اداره می‌شود.

شفاخانه‌های کم‌بودجه و تحت مراقبت پزشکان، دیگر ظرفیت برای بیماران جدیدی کرونایی را ندارد، صبر و شکیبایی آن‌ها لبریز شده، بیش‌تر از این به اضطراب و ناآرامی‌های داخلی و اجتماعی امریکا نیفزاید. برخی از کشورها اقدامات انسانی را اتخاذ کرده اند. بیش از شصت هزار نفر بیمار کرونایی به جزیره‌های خلوت و دورافتاده دور از ازدحام و اجتماعات  فرستاده می‌شوند. آن‌ها دیگر به عنوان روح گم‌شده‌ای از جهان در نظر گرفته می‌شوند و در اولویت جامعه‌ی کرونازده نیستند؛ زیرا بخش بزرگی از آن‌ها دیگر بهبود نمی‌یابند و به زندگی اولیه بر نخواهند گشت که چه خطرناک و غم‌انگیز است. فضا و ظرفیت محدود شفاخانه‌ها بر روی نقطه‌ی ۵۹ و به مداوای افراد جوان‌تر متمرکز شده است. برخی‌ها و بعضی از افراد تماشا می‌کنند که والدین شان به کام مرگ می‌روند، به اضطراب و ناآرامی‌های داخلی و اجتماعی می‌افزایند. بیش از شصت هزار بیماری که به فرزندان آن‌ها گفته می‌شود تغذیه‌ی مناسب و مراقبت‌های پزشکی قابل توجهی به مادران و پدران شما صورت می‌گیرد، اما آن گونه نیست و هیچ چیزی هم وجود ندارد. بنا بر این آن جا یک جزیره‌ی مرگ است و آن‌ها را به کام مرگ می‌فرستند.

مواد غذایی و لوازم مورد نیاز فقط برای افراد زیر ۵۹ سال در جزیره ارسال می‌شود و نه برای بیماران بالای شصت سال؛ آن‌ها طعم جزیره‌ی مرگ را خواهند چشید. سلول‌ها و سیستم‌های زندان‌ها دیگر بیش از حد ظرفیت ندارند و جایی برای زندانیان جدید وجود ندارد. هشت کشور در یک نشست ویدیویی کنفرانس داشتند و با این ‌حال سرنوشت زندانیان را در سطح جهانی تعیین خواهند کرد. همه جنایت‌کاران ظالم  و فروشندگان مواد مخدر به سختی مجازات می‌شوند که به زودی  توسط گروه تیراندازان و نشان‌زنی اعدام شده و از تلویزیون عمومی پخش می‌شود تا از وقوع مجدد جنایت‌های خشونت‌آمیز در یک جامعه‌ی کرونازده جلوگیری شود.

این روزها تجمع و اجتماعات بزرگ عمومی در سطح اجتماعی و جهانی ممنوع است

اوضاع مقررات نظامی و اجتماعی در سراسر جهان تحت تأثیر بحران کرونایی است. می‌کده‌ها، دادگاه‌ها، روسپی‌خانه‌ها، لَوندخانه‌ها و همه رستورانت‌های بزرگ در سراسر امریکایی شمالی و جنوبی، بسته شدند. دکاکین و خواروبارفروشی‌ها با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است که هر مشتری در روز تنها یک بار مجاز است که جهت خرید وارد فروش‌گاه شود نه بیش‌تر از آن. مکان‌ها و رستورانت‌های غذای زودپز هرازچندگاهی می‌توانند باز شوند و اما فقط برای غذای برون‌بر استفاده شوند نه برای خوردن داخل رستورانت‌ها که این روند امینت جانی مردم و جامعه را دچار مخاطره‌ی جدی و جبران‌ناپذیری خواهد کرد.

تعرض، تاخت‌وتاز در خانه‌‌ها دیگر در هیچ جایی از دنیا قابل تحمل نیست و مجازات اعدام دارد

در چین هفت روز در هفته از ساعت ۷ صبح تا ۵ بعد از ظهر، منع رفت‌وآمد اعلام شده است. برازیل مقررات منع رفت‌و‌آمد را از ساعت ۶ بعد از ظهر تا ۶ صبح تنظیم کرده، فرودگاه‌ها پروازهای خود را به طرز چشم‌گیری کاهش داده است و چندین هزار شرکت خطوط هوایی نیز از کار افتاده و ورشکست شده. پروازها نیازمند قرنتین چهارده‌روزه جهت رسیدن به سواحل مقصد است. هم‌چنین مسافران در فرودگاه‌ها از نظر عفونت ویروس کرونا آزمایش می‌شوند که در بلیت‌ هواپیماها هزینه‌ی مازاد آن گنجانیده و اضافه شده است. کیت‌های آزمایشی که در یخ‌چال‌ها نگه‌داری می‌شوند، بسیاری از آن‌ها قابل استفاده و آزمایش نیستند.

همان دست‌مزد متوسط و ناچیز کارگران هم کاهش یافته است و بیش‌تر آن‌ها شغل خود را نیز از دست داده اند. آمار خودکشی، جنایت‌های هولناک و خشونت‌آمیز در خانه، در جامعه و در کشورهای امریکایی افزایش یافته است که معمولاً مظنون‌ها دست‌گیر می‌شوند و سپس در زندان ها تا سرحد مرگ با ویروس کرونا می‌جنگند. سوال همه مردم این است که؛ این ویروس منحوس تا چه وقت  ادامه خواهد داشت؟ هیچ کسی اما پاسخ روشنی از پایان این فاجعه‌ی خاموش و مرگ‌بار جهانی ندارد. باید مردم و جوامع به طور جدی در نظر داشته باشند که شیوع این ویروس فراگیر و جهانی کند شده است؛ اما هنوز به طور کامل متوقف نشده است.

روسیه و ایالات متحده‌ی امریکا مذاکرات خود را آغاز کرده اند و ممکن است که صلح و آرامش در دستور کار قرار گیرد. محکومیت و سرزنش سایر کشورها به خاطر تولید و پیدایش این ویروس متوقف شده است؛ زیرا همه می‌دانند که تنفر و نفرت بین کشورها و مردم هرگز نمی‌تواند به این معضل جهانی کمک کند. در انگلستان تظاهرات زیادی در خیابان‌ها و جاده‌ها به دلیل محدودیت‌های روزگار کرونایی رخ می‌دهد، دولت برای جلوگیری از تظاهرات از جلوی خودرو‌های مظاهره‌کنندگان علیه مردم از شلیک گلوله کار می‌گیرد. بدون شلیک هشدار‌دهنده از پیش اعلام‌شده برای مردم، دستور کشتن معترضان را صادر می‌کند. تمام جهان مشکلات کافی و نگرانی‌های زیادی در مورد انتقاد از انگلیس به خاطر اقدام‌هایش علیه مردم دارند. چیزهایی که قبلاً تحمل می‌شدند دیگر مجاز و قابل تحمل نیست. ترس و وحشت در امریکا افزایش یافته است، هزاران شرکت تعطیل و هزاران نفر بی‌کار شده اند و اکنون هیچ کسب‌وکار برای آن‌ها در دست‌رس نیست. پول و اعانه برای حمایت از آن‌ها به دلیل شیوع  ویروس کرونا کاهش یافته است. شرکت‌هایی که باید کمک‌ها و چک‌های بی‌کاری را به مردم پرداخت می‌کردند، اکنون ورشکست شدند. با این‌ حال دولت هم هیچ بودجه و پولی برای مداخله و کمک به مردم را در دست ندارد.

کانادا هم مشکلی مشابه ایالات متحده دارد؛ اما نه به این وخامت و بدی

آن‌ها راه‌هایی را پیدا کردند؛ کارگرانی که شغل ‌شان را از دست داده اند را در صنایع تولیدات چوب مشغول به کار کنند؛ اما مشکلات بزرگ در صنعت‌های تولیدات چوب این است که نیاز فوری به واردات چوب در کم‌ترین زمان را دارد. در حال حاضر هیچ کسی پول و بودجه برای ساختن یک خانه هم ندارد. در ابتدا از گسترش ویروس با یک هشدار جدی منع رفت‌وآمد‌ها رسیدگی می‌شد؛ اما بعدها نقض منع رفت‌وآمدها و محدودیت‌ها بعد از یک ماه در بازداشت‌گاه‌ها و اردوگاه‌ها نیز شروع شد. پس از تکمیل‌شدن یک ماه در قرنتین، پس از آن در صورت نقض مجدد مقررات منع رفت‌وآمد و محدودیت‌های کرونایی، قرنتین تا شش ماه دیگر تمدید خواهد شد. مصرف تیل و نفت به دلیل عدم پرواز هواپیمایی  و دیگر وسایل نقلیه در سفرهای طولانی به شدت کاهش یافته است. نیمی از کارگران نفتی که در سکوهای حفاری نفتی کار می‌کنند، اکنون بی‌کار شده اند.

تا اکنون هیچ واکسین کارآمدی برای مردم ساخته نشده است و هنگام تولید واکسین جدید آن هم نیاز به آزمایش دقیق و همه‌جانبه‌ی کشورها دارد و درصورت مؤثربودن نتایج واکسین، این می‌تواند به افرادی که قبلاً مبتلا به ویروس کرونا شده بودند کمک کند. افرادی که به تازگی به این ویروس آلوده شده اند، هیچ مصؤونیت ایمنی و بدنی برای مقابله با ویروس جدید کرونا را ندارند. قرنتین، محدودیت‌ها و انزوای اجتماعی باعث کاهش سرعت شیوع بیماری کرونا شده است؛ اما آن را هرگز متوقف نکرده است. بنادر که اجناس و کالاهای مورد نیاز مردمی را تهیه و تأمین می‌کند، فاقد تدارکات، منابع و بودجه‌ی مورد نیاز خود استند. کمک‌ها و حمایت‌های دولت‌های محلی نیز برای آسیب‌‌دیدگان و قربانیان بیماری کرونا کم و کند شده است. بیش‌تر مردم پس از عدم دریافت دست‌مزد کافی از سوی دولت‌های محلی و ایالتی از جمله ارتش و پلیس، کار خود را از دست داده اند. متخلفان مقررات منع محدودیت‌ها و رفت‌وآمدها  بدون حمایت مورد نیاز پلیس و ارتش در حال کنترل و آزمایش استند. آن‌ها متشکل از گروه‌های خودمختار استند که تلاش می‌کنند تا به بندرهای کلیدی و اصلی از منابع و تدارکات حمله کنند. بندرهای سابق از منابع و تدارکاتی که قبلاً عواید، بازار و کسب‌وکاری خوبی داشند، با عدم حمایت مناسب ارتش و پلیس، تخریب و ورشکست شدند. کنفرانس ویدیویی هم برای همه‌ی مردم و جامعه منتج  به نتایج یک‌سانی از سرنوشت شده است. بنا بر این، تجهیزات، منابع و پشتیبانی نظامی نیز از قربانیان کرونایی در جامعه‌ی امریکایی قطع و خشک شده است. از این رو، ویروس کرونا بار دیگر در حال گسترش و شیوع در این جامعه و همه‌ی دنیا است. بیش‌تر پزشکان و پرستاران، جان خود را از دست دادند، وحشت تمام جوامع امریکا و دنیا را فرا گرفته است. پزشکان و پرستاران از جای‌گزینی در اجرای خدمات درمانی در مراکز مراقبت‌ها و شفاخانه‌ها امتناع می‌ورزند؛ آن‌ها دیگر تحمل مرگ مردم و عزیزان خویش را ندارند. یأس و ناامیدی به دلیل بحران ویروس کرونا در جامعه‌ی امریکایی و کشور بیداد می‌کند. در اوج بحران جهانی کرونا برازیل، کانادا، روسیه و امریکا مرزها و بندرها را به روی انسان‌ها و کمک‌رسانی‌ها بستند. چهار بندر باقی‌مانده که باید باز می‌بودند، اندکی بعد از شدت شیوع ویروس کرونا در دنیا و امریکا، بسته شدند.

هیچ قانون، هیچ دستور و هیچ نظم کنترلی به خاطر کشورهایی که هیچ‌گونه حمایتی از بندرهای منطقه‌ای جهانی ندارند، باز نگشت و پایدار نشد. کشورهای ناتوان، دارای منابع و تدارکات حمایتی ضعیفی  بودند که اقتصاد، ارتش و تمام دستگاه‌های حیاتی آن‌ها به دلیل بحران کرونا دچار فروپاشی شدند. اقتصاد سقوط کرده است؛ اما درگیری‌ها و خشونت‌ها در خانه‌ها و جامعه افزایش یافته است. ویروس کرونا نظم، اداره و اقتصاد قوی‌ترین و قدرت‌مندترین کشورهای جهان را از هم پاشیده است. قبرکنی، تدفین و تشییع دسته‌جمعی یکی از کارهای روزمره‌ی مردم، دولت‌ها و جامعه شده است. بازماندگان ویروس کرونا با جرثقیل گورهای دسته‌جمعی بزرگی را حفر می‌کنند، اجساد قربانیان ویروس کرونا را داخل قبرها قرار می‌‌دهند و دفن می‌کنند؛ روند تلفات و کشتاری که مبدل به یک جنگ جهانی شده است. بهترین آرزوها و برنامه‌های سرنوشت‌ساز برای مردم دنیا و جوامع امریکا با سقوط اقتصادی، شکست می‌خورند. سرانجام وحشت، اقتصاد، دردها و زخم‌های مردم و کشورها بعد از کاهش شیوع ویروس کرونا با درنظرداشت مراقبت‌های صحی و بهداشتی در خانه و جامعه، التیام خواهند یافت. جهان طعم جدیدی از آن چه که امروز اتفاق افتاده است را می‌چشد، وقتی که یک بیماری فراگیر جهانی و ناعلاج، مسیر بزرگی را طی می‌کند، وضعیت دنیا و کشورها را دچار بحران وحشت‌ناکی کرده است. بحران اقتصادی و شیوع وحشت‌ناک ویروس کرونا در دنیا و امریکا بیداد می‌کند. کشورها باید همیشه زنگ خطری برای بیدارشدن خود داشته باشند؛ تا راهی  برای کنترل و جلوگیری از تکرار شیوع ویروس کرونا پیدا کنند. جنگ‌های مافیایی در جهان با مشکل مواجه شده و به پایان رسیدند؛ زیرا مردم و ویروس کرونا با یک‌دیگر می‌جنگند و یک‌دیگر را نابود خواهند کرد. چندین میلیون انسان در دنیا جان خود را از دست داده اند، روابط جهان بهبود خواهد یافت و بازسازی جامعه بدون شروع یک جنگ جدید، از سر گرفته خواهد شد.

در دنیای پساکرونا، هیچ کس دیگر قدرت و انرژی جنگیدن با دیگری را ندارد و نخواهد داشت. این ویروس جهانی، مردم و جامعه را تضعیف کرده و دیگر از آینده‌ی خود چندان  مطمین نیستند و به آن امیدی ندارند. هیچ‌ کسی به دلیل کردار و عمل خود مورد قضاوت قرار نمی‌گیرد، در زمانی که تصور می‌کردند تصمیمات درستی گرفته است. تاریخ نقض‌ها و اشتبا‌ه‌های زیادی را به دنیا و انسان‌ها نشان خواهد داد؛ اما این تاریخ است، اکنون ما  باید از تاریخ درس گرفته و در مورد آینده‌ی عاری از نقض فکر کنیم. این داستان بر اساس یک دوره‌ی دوساله از چشم‌دید‌های من در جامعه‌ی امریکا و دنیا بود. در نتیجه مراقبت‌های صحی و بهداشتی را جدی گرفته و به عزیزان تان ماسک‌زدن را توصیه کنید. من یک جامعه و یک دنیایی عاری از کرونا آرزومندم.

یادداشت مترجم:

 آقای مایکل باکلی، یکی از داستان‌نویسان و رمان‌نویسان چیره‌دست امریکایی‌تبار است. او بیش‌تر داستان‌های کوتاه و بلند را بر اساس واقعیت‌های جامعه تحت عنوان داستان‌های خیالی، افسانه‌ای و واقعی در حوزه‌ی علوم اجتماعی، نظامی و سیاسی می‌نویسد. مایکل باکلی علاوه بر این که داستان‌نویس است، یکی از افسران نیروهای امریکایی عضو ناتو نیز بوده است که چندین سال در بخش پیاده‌نظام نیروهای امریکایی در عراق مأموریت داشته و چند سالی هم در افغانستان. با این ‌‌حال، باکلی تنها یک سال در شهر کابل مأموریت داشته که در جریان این مأموریت ‌اش، کتاب داستانی را نیز راجع به شهر کابل نوشته که در سال ۲۰۱۴ میلادی در امریکا منتشر شد. مایکل باکلی تا اکنون داستان‌های کوتاه و بلند زیادی نگاشته است که معروف‌ترین آن‌ها، مجموعه‌ی توقیف‌گاه، این روزگار بیلی است، نوبت شما، در ۳ ساعت،گریه به بابانویل، نجات امیلی، سایق گرسنگی، امریکا و کرونا، در مغاره، عشق پایدار، اشک‌های کابل است.