رسانه‌ها و گفت‌وگوهای صلح افغانستان

صبح کابل
رسانه‌ها و گفت‌وگوهای صلح افغانستان

نویسنده: علی‌سجاد مولایی

ظهور فناوری‌های نوین ارتباطی اثرهای شگرفي در زمينه‌های اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي جامعه‌های بشری بر جاي گذاشته است. اين اثرگذاری‌ها در حوزه‌های گوناگون، با نتايج مهمي هم‌راه بوده است. با حضور رسانه‌ها تعامل‌های انساني از مرزهاي روستا، شهر، كشور و منطقه عبور و به مرزهاي بين‌المللي سرايت كرده است تا دهكده‌ی جهاني محصول اين حضور گسترده باشد.
وسايل ارتباط جمعي هم‌چنين از آغاز حضور خود، موجب شكل‌گيري سازمان‌هاي ديوان‌سالار و پررنگ‌شدن ارتباط‌ها میان ملت‌ها شده و مانند پل ارتباطي ميان سازمان‌ها و محيط ملي، ‌منطقه‌اي و بين‌المللي عمل کرده تا به عنوان یک منبع پرقدرت در اين عرصه‌ها شناخته شوند. در اين ميان واسطه‌گري وسايل ارتباط جمعي ميان افكارعمومي و حاكميت، آن‌ها را به عنوان يك بازي‌گر نو به صحنه‌ی روابط قدرت كشانده است و به همان اندازه نيز، وسايل ارتباط جمعي را به منابع گوناگون قدرت نزديك كرده و زمينه‌ی شكل‌گيري ائتلاف‌هاي قدرت را فراهم آورده است.
در عصر انفجار اطلاعات، بدون حضور وسايل ارتباط جمعي اثرگذاري بر روند تعامل‌های میان‌مللی غيرممكن است. روی این منظور شناخت كاركرد رسانه در جامعه‌ها، می‌تواند به عنوان يكي از مباني قدرت در عرصه‌ی تعامل‌های میان‌مللی و روابط بیرونی كشورها، محور مطالعه قرار گيرد كه در اين امر به عنوان یکی از موضوع‌های محوری مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.
امروزه بیش‌تر تصميم‌گيري‌ها در سياست خارجي نیز در محيطي اتفاق مي‏افتد كه نسبی توسط رسانه‌‏ها ساخته مي‏شود، دیپلماسی رسانه‌ای بستر مناسبی برای سیاست‌گزاران فراهم کرده است تا استراتیژی‌های سیاسی خود را به عرصه‌ی افکارعمومی کشانده و با پشتوانه‌ی پذیرش افکارعمومی مقصد‌ها و هدف‌های خود را دنبال کنند.
شاید لازم باشد در آغاز سخن، نخست درنگی به بر معنا و مفهوم پیچیده‌ و چند‌وجهی رسانه (Media) کنیم. یک رسانه به هر گونه ابزار برقراری ارتباط گفته می‌شود که حامل یا واسط پیام باشد. تلفن، رادیو، تلویزیون، رسانه‌های مجازی، روزنامه، هفته‌نامه، فصل‌نامه، مجسمه، نقاشی، صدا و نظیر آن همگی واسط‌ها برای انتقال پیام به شمار می‌آیند. علاوه بر ابعاد فزیکی، ابعاد ذهنی، روان‌شناختی و رفتار نیز، می‌تواند به عنوان یک رسانه نقش بازی کنند. چهره‌ی شاداب و افسرده‌ی شخص و تقدیم یک شاخه گل، همه حامل یک پیام استند.
رسانه‌ها و گفت‌وگوی صلح دوحه
احساس امنیت از کارکردهای مهم رسانه‌های ملی است، امنیت هم‌واره اساسی‌ترین عنصر زندگی بشر بوده است و انسان‌ها در پرتو امنیت می‌توانند به امیال و آرزوهای خود برسند. در عصر ارتباط، رسانه‌ها به مولفه‌ای از قدرت ملی بدل شده است و رسانه‌ها امروزه تاثیر ژرفی بر تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی دارند و یا به عبارت دیگر، رسانه‌ها امروز بر روندهای سیاست اثر می‌گذارند. افرادی چون مانویل کاستلز و آلن توران، نظریه‌ی جامعه‌ی شبکه‌ای را مطرح می‌کنند و باورمندند، رسانه‌ها می‌توانند که حکومت‌ها را از سر به زیر بکشند؛ نمونه‌ی خوب آن انقلاب‌های عربی بود که باعث سقوط حکومت زین‌العابدین بن علی در تونس و حسنی مبارک در مصر شد.
رسانه‌ها به عنوان بخش دست‌آوردها، باید نقش «قدرت نرم» را در روند گفت‌وگوهای صلح بازی کنند و در برابر جنگ تبلیغاتی امارت‌خواهی طالبان و رسانه‌های هم‌سو با طالبان قرار بگیرند. طالبان با ایجاد پروپاگندا و طرح خبرهای قلابی می‌خواهند تا پایه‌های گفتمان جمهوریت را سست کنند. در برابر، این وظیفه‌ی رسانه‌ها است تا در رویارویی با آن، گفتمان طالبان را به چالش بکشند. رسانه‌ها به عنوان بخشی از گفتمان جمهوریت، باید در برابر این جریان قرار بگیرند.

لزوم بر ساختن روایت ملی
یکی از اساس‌ترین وظیفه‌های رسانه‌ها در حال حاضر، ساختن یک روایت ملی از گفتمان جمهوریت در گفت‌وگوهای صلح و هم‌چنان نیز جامعه‌ی جهانی است. رسانه‌ها می‌توانند در نخست مشروعیت طالبان را به چالش بکشند. آن‌ها می‌تواند با پخش و نشر عقیده‌های طالبان، دعوت از آن‌ها برای مناظره، به چالش کشیدن عقیده‌های سفت و سخت این گروه‌ها در مقابل ارزش‌های دموکراتیک؛ مانند حقوق بشر، حقوق خانم‌ها و اقلیت‌ها، آزادی بیان و رسانه‌ها مشروعیت ایدیولوژیک و رادیکال این گروه را به چالش بکشند.
دوم، رسانه‌ها می‌توانند با پوشش گفت‌وگوها، مردم را از جریان این گفت‌وگوها آگاه کنند و از آن‌جایی که رسانه‌ها نقش مهمی در شکل‌دهی افکارعامه دارند، می‌توانند از این کانال موثر باشند. سوم، هم‌رایی با دولت افغانستان؛ رسانه‌ها به عنوان صدای مردم افغانستان و دولت افغانستان، بایستی در ساختن یک روایت هم‌سو با دولت افغانستان گام بردارند و این مهم است که در این شرایط حساس ابزار دست دشمن نشوند.