دور دوم گفتوگوهای صلح افغانستان امروز، آغاز میشود؛ گفتوگوهایی که جدا از امیدواریهای واهیاش، واقعیتهای تلخی را برای مردم کشور رقم زده است. قبل از اینکه اعضای هیئت گفتوگو کننده حکومت به دوحه برای ادامه مذاکره برگردند، خبرهای بدی دادند؛ خبرهایی حاکی از اینکه سایهی شوم «صلح تحمیلی» بر سر افغانستان افتاده است و نهتنها جنگ برای رسیدن بهقدرت است که صلح نیز بهانهای برای رسیدن بهقدرت است.
ناجیه انوری، سخنگوی وزارت دولت در امور صلح ، خبر داده است که نشست مقدماتی پس از بازگشت دوباره هیئتها به قطر، میان هر دو گروه، روز چهارشنبه (۱۷ جدی)، برگزار شده و نشست اصلی در مورد گفتوگوهای اصلی، امروز آغاز میشود.
به گفتهی وزارت دولت در امور صلح، هیئت دولت افغانستان برای دور دوم گفتوگوها آمادگی کامل دارد تا آتشبس را که خواست مردم افغانستان است روی میز مذاکره مطرح کند.
آنچه قبلاً از اعضای هیئت در روزهای گذشته شنیدیم، در صورت هر نوع بحث بر سر آتشبس، طالبان بحث حکومت موقت را پیش خواهند کشید. از ماجرا چنین میتوان فهمید که طالبان در برابر هر پیشنهاد از سوی حکومت، پیشنهاد چالشی از قبل تعیینشدهای دارند که بیش از همهچیز، سبب بهعقب افتادن توافق میشود.
بهطور مثال؛ اگر بحثی بر سر رسیدن به یک دیدگاه کلی در مورد آینده سیاسی افغانستان پیش بیاید، آنان پافشاری خواهند کرد که اول از همه عنصری مثل جمهوریت از قانون اساسی کشور حذف شود؛ چیزی که با حذف آن، همهی نظام زیر سوال میرود.
طالبان میخواهند با بهدرازا کشانیدن گفتوگوها، قدرت را نهفقط با زور و تفنگ که همچنان با توافق و گفتوگو به چنگ آورده و آن را سند جهانی مشروعیت خود اعلام کند.
مشکل اینجا است که این گروه، جنگ را گزینهی اصلی خود برای در تسلط آوردن گفتوگوها و کنترل آن برگزیدهاند؛ جنگ و افزایش خشونتها، هیئت و حکومت را مجبور تمکین میکند؛ زیرا فشار جامعه جهانی و مردم کشور روزبهروز بر مقامهای حکومتی افزایش مییابد.
مرحلههایی که میتوان برای گفتوگوهای صلح تصور کرد، مرحلهی بحث بر سر آتشبس و پیشنهاد احتمالی طالبان بر مبنای ایجاد حکومت موقت است. در این مرحله، طالبان در کنار اینکه حکومت فعلی را به حاشیه میراند، فرصت پیدا میکند که بحثی را بر سر تقسیم قدرت آغاز کند.
بحث تقسیم قدرت در گفتوگوهای صلح، دوگانگیهای موجود در هیئت را که بیشتر بهدلیل اختلافهای سیاسی میان شورای عالی مصالحه و ریاست جمهوری است، افشا خواهد کرد. این مورد هم به نفع طالبان است؛ زیرا مجاهدین در هیئت مذاکرهکننده، منتظر فرصتی هستند تا بتوانند آن را بهعنوان نقطه انتقادی علیه ارگ، استفاده کنند.
اینکه طرح حکومت موقت و بحث تقسیم قدرت در دور دوم گفتوگوهای صلح، از سوی حفیظ منصور، عضو حزب جمعیت اسلامی مطرح شد، خود قابلتأمل است. ازجمله احزاب پرنفوذ در ساختار تمام نهادهای مربوط به صلح افغانستان، حزب جمعیت اسلامی است، حزبی که دوستان نزدیکی در میان دیگر احزاب، مثل حزب وحدت و حزب جنبش دارد. بیگمان سرکرده طرف سومیها، جدا از اهل ارگ و گروه طالبان، حزب جمعیت و در یک نگاه کلی، تمام مجاهدیناند.
دور دوم، دور تنشهای سیاسی داخلی است؛ دوری که در آن هیئت گفتوگو کننده، دو پارچه شده و به طرفداران حکومت موقت و حکومت کنونی تقسیم میشود. این دوپارچگی که قبل از قبل از سوی دو طرف پیشبینی شده است، زمینه روابط جدید برای افغانستان با کشورهای منطقه را فراهم میکند اما؛ تمام این روابط، باهم یک جنگ تمامعیار دیگر را در منطقه و بهخصوص افغانستان رقم خواهد زد.
نزدیکی ریاست جمهوری و عناصر آن به کشورهای در دایره روسیه، باعث میشود، طرفداران حکومت موقت به امریکاییها و توافق آنان پابندی نشان بدهند که درنهایت به حمایت از سوی امریکا منجر خواهد شد؛ حمایتی که مثل همیشه به مدیریت پاکستان اجرا میشود.
در حالی که اینطرف، ریاست جمهوری و عناصر کلیدی آن با ایران که مدیر برنامههای کشورهای همکار روسیه است، رابطه گرفته و جنگ افغانستان-منطقه- را بین شرق و غرب یا همان دو قطب سابق، تقسیم میکند.