طالبان گفت‌وگو نمی‌کنند؛ امتیاز می‌خواهند!

صبح کابل
طالبان گفت‌وگو نمی‌کنند؛ امتیاز می‌خواهند!

بن‌بستی که فراراه گفت‌وگوهای صلح افغانستان قرار دارد؛ روز به روز طولانی‌تر می‌شود و هیچ دست‌آوردی جز تصمیم دو طرف برای آغاز این گفت‌وگوها وجود نداشته است. هرچند گزارش‌هایی از جریان چانه‌زنی‌ها برای چگونه‌گی برگزاری و اصول مذاکره به رسانه‌ها داده شده است؛ با آن هم، هنوز معلوم نیست که کدام یک از شرایط مطرح‌شده مورد قبول دو طرف واقع شده است.
حکومت افغانستان در این اواخر، سفرهایی را برای حل این مشکل‌ها برنامه‌ریزی کرد که از جمله می‌توان به ورود عبدالله عبدلله، رییس شورای مصالحه ملی به پاکستان اشاره کرد. مقام‌های پاکستانی تاکید بر رفع بن‌بست‌ها داشتند؛ اما هنوز هم روزنه‌ای برای دیدزدن به آینده‌ی گفت‌وگوهای صلح به وجود نیامده است.
با آن که توقع می‌رفت، دیگر نیاز به گفت‌وگوها و نشست‌های میانجی برای آسان‌سازی مذاکره‌‌ی هیئت دولت افغانستان در دوحه با گروه طالبان، نباشد؛ اما چندی پیش، زلمی خلیل‎‌زاد، فرستاده‌ی ویژه‌ی امریکا برای صلح افغانستان، دیدارهایی با دو طرف در دوحه داشت.
این سفر خلیل‌زاد، حکایت از بازنشدنی‌ بودن گره کور گفت‌وگوهای صلح افغانستان دارد؛ گفت‌وگوهایی که رسیدن به آن هزینه‌ی زیادی برای مردم افغانستان داشته است؛ هزینه‌ای به قیمت آزادسازی هزارها زندانی طالب از زندان‌های افغانستان و خطر برگشت آنان به میدان‌های جنگ؛ چیزی که طبق تحقیق‌های پی‌هم روزنامه‌ی صبح کابل، اثبات و افشا شده است.
گروه طالبان برای حاضرشدن به میز گفت‌وگوهای صلح؛ چه با امریکا و چه با دولت افغانستان، سود بسیار برده است؛ اما هنوز از آن‌چه به دست آورده ناراضی است؛ این یعنی، این گروه از آن‌چه در برابر حضور در گفت‌وگوها به دست آورده‌ است، راضی نیست و قناعتی نیز ندارد.
پس طالبان چه می‌خواهند، معامله‌ای دیگری که پیش از گفت‌وگوها، همه‌ی منافع آنان را تضمین کرده و در کنار قدرت نظامی‌ای که با آزادسازی افراد خود به دست می‌آورند، مشروعیت جهانی‌ای برای ایجاد دولت دلخواه ‌شان نیز مهیا کند؟
طالبان در میز گفت‌وگوها برای پیروزی چانه‌زنی خواهند کرد یا برای رسیدن به یک تفاهم دوجانبه که مورد قبول مردم کشور و جامعه‌ی جهانی باشد؟
خواسته‌ی طالبان هرچه که باشد، یک معنا دارد؛ گفت‌وگوهای صلح نزد طالبان، نه زمینه‌ای برای رسیدن به صلح همه‌جانبه؛ بلکه زمینه‌ای برای رسیدن به امتیازهای بیش‌تر است؛ امتیازهایی که اگر افزایش یابد هم بزرگ‌تر است و هم پیش از پیش گفت‌وگوها را از معنا تهی کرده و نیاز به آن را نامعقول می‌سازد.
همه چیز گواه خبر هولناک را می‎‌دهد؛ سفرهای تسهیل‌کننده‌ی گفت‌وگوها توسط عبدلله عبدلله، رییس شورای مصالحه‌ی ملی، اظهار نظرهای مقام‌های پاکستانی راجع به خروج عجولانه‌ی نیروهای امریکایی، بن‌بست‌ گفت‌وگوهای صلح در دوحه، ابراز نظرهای اعضای گفت‌وگوکننده‌ی حکومت راجع به عدم تغییر طالبان و افکار تندروانه‌ی آنان و… که هر کدام، بی‌نتیجه‌بودن اعتماد به طالبان را به صورت غیر مستقیم بیان کرده و نشان داده است که این گروه، فقط در پی امتیاز بیش‌تر است.
گروه‌ طالبان از دو سمت در حال مبارزه با حکومت افغانستان است؛ نخست میدان‌های جنگ که در این اواخر رونق بیش‌تر از قبل به خود گرفته است و بدون هیچ تاملی نسبت به گفت‌وگوهای صلح و وعده‌های داده شده در آن، ادامه پیدا می‌کند و سمت دیگر گفت‌وگوهای دوحه است که شباهت عجیبی به میدان دیگری برای ادامه‌ی جنگ طالبان با حکومت را به خود گرفته است.
با پذیرفتن خواسته‎‌های طالبان، مبنی بر آزادی زندانیان شان؛ این گروه توانسته به اجماع مستحکم‌تری در میان افراد منسوب به خود دست یابد. این استحکام، سبب می‌شود که حتا طالبان جداشده نیز کم‌کم به دور محور هیئت مذاکره‌کننده‌ی آنان در دوحه و رهبری آنان گردآیند.
در واقع، ترسی که باید آن را جدی گرفت؛ تشکل دوباره‌ی نظامیان طالب با ترکیبی از زندانیان آزادشده‌ و نیروهای در حال جذب است؛ نیروهایی که بر علاوه‌ی تازه‌واردان حتا ممکن است، عده‌ی زیادی را از جداشد‌گان این گروه شامل شود.