امریکا تصمیم دارد به جنگ افغانستان پایان دهد و از این ورطه خودش را بیرون بکشد؛ اما سؤال نخست این است که صلح در افغانستان پس از چهل سال جنگ و در میان نگرانیها و پراکندگی سیاسی امروز، چگونه ممکن است؟ جدا از بحث اجماع عمومی در داخل کشور، همواره سؤال دیگر این بوده است که کلید صلح افغانستان در کجا است؟ در کابل، دوحه، واشنگتن و یا اسلامآباد؟ این که پاکستان به عنوان بزرگترین حامی گروههای تروریستی در قبال از بین رفتن جنگ و آمدن صلح در افغانستان چه میخواهد و یا کشورهای دیگر که افغانستان همیشه عمق استراتژیک شان بوده است، به دنبال چه چیزهایی استند؟ اگر جنگ در افغانستان اساسیترین تأمینکنندهی منافع کشورهای منطقه و قدرتهای بزرگ است، سرنوشت زورآزمایی و جنگهای نیابتی این کشورها و منطقه چطور خواهد شد؟ این که امریکا و کشورهایی که به دنبال صلح اند، چه تضمینی به پاکستان و سایر کشورها داده اند تا آنها حاضر شوند از صلح افغانستان حمایت کنند. آنچه قطعی و مبرهن است، این که پاکستان هیچ وقت خواستار به وجود آمدن یک نظام قوی و مردمسالار در افغانستان نبوده و دوست نداشته است که علاوه بر هندوستان یک حکومت دیگر که بتواند روی پای خودش بیاستد و وابسته به کشورهای دیگر نباشد، در همسایگی پاکستان به وجود بیاید. برای همین، این کشور همیشه تلاش کرده است تا حکومتها و احزاب افغانستان ضعیف، ناتوان و دنبالهرو سیاستهای اسلامآباد باشند.
پاکستان در درون خودش با توجه به کثرت نفوس، مشکلات اقتصادی و امنیتی فراوانی که دارد، بین توسعه و نظامیها گیر کرده است و برای همین، سران این کشور همیشه در صدد تعریف منافع پاکستان و سوق دادن ناآرامیها به بیرون از مرزها بوده اند که هیچ جایی بهتر از افغانستان نبوده است. پاکستانیها همیشه ترس از این داشته اند که همسایهها در صورت بروز بحران فراگیر و گسترده در پاکستان که احتمالش در آینده کم نیست، از بحرانهای داخلی این کشور حمایت کنند. از سویی، همیشه گفته شده است که پاکستان در روند صلح و آمدن آرامش و ثبات در منطقه و افغانستان صادق نبوده و درست در زمانی که حرف از صلح و ثبات زده است، بر تحکیم پایههای دشمنان افغانستان کمک و آنها را تجهیز بیشتر کرده است.
حالا که نمایندگان امریکا و طالبان در قطر مشغول گفتوگو و امضای توافقنامهی صلح اند و چنانچه طالبان گفته اند که به زودی بر سر کاهش خشونتها در شهرهای بزرگ با امریکاییها توافق خواهند کرد، وزیر خارجهی پاکستان نیز به مثابهی کنترلکنندهی این گروه اعلام کرده است که طالبان آماده اند، خشونتها را کاهش دهند. قریشی در حالی در این باره سخن زده است که حکومت افغانستان خواهان آتشبس است نه کاهش خشونتها. پاکستان حتا در گفتوگوهای صلح نیز به دنبال دستنشاندههای خود است؛ چون ثابت شده است که کلید صلح در پاکستان است.
با وجود چنین وضعیتی، امریکاییها چطور میتوانند پاکستانیها را قناعت دهند که افغانستان باثبات به سود این کشور است تا که جنگ این کشور ادامه پیدا کند. جدا از این مسأله، زمامداران افغانستان باید بدانند که در شرایط بسیار حساس و مهم قرار داشته و هیچ راهی ندارند به غیر از این که متحد باشند و اولویتهای مردم افغانستان را با امریکایها هماهنگ کنند؛ چون اگر اجماع عمومی و اتحاد داخلی به وجود نیاید و امریکاییها نیز به دغدغهها و خواست مردم افغانستان توجه نکنند، گفتوگوهای بینالافغانی نیز موفق نخواهد شد. روند صلح افغانستان با توجه به وضعیت خاورمیانه و درگیریهایی که در منطقه وجود دارد، پیچیده و سخت است. طالبان گفته اند که خشونتها را در شهرهای بزرگ کم میکنند که نمیتواند منجر به آتشبس و صلح شود؛ چون در نخست کسانی که از دایرهی تعریفشدهی طالبان بیرون خواهند ماند، همچنان یک هدف بوده و این گروه ممکن است به جای حملههای گسترده، دست به تخریب کمتر اموال عامه بزنند و یا انسانهای کمتری را قربانی کنند؛ رویکردی که مورد اعتراض حکومت و سیاستمداران افغانستان نیز است.