«حسینبخش صفری» در روسیه پیروز شد؛ اما واکنشها و حتا استقبال از او رنگ قومی به خود گرفت تا «عبدالسمیع فیضی»، دیگر ورزشکار مبارزات آزاد افغانستان نیز از مردم (همتباران بیشتر) و زمامداران شکایت کند که چرا همسان حسینبخش، نگاهها به سمت او نیست.
بارها گفتهایم که جدا از میلیونر شدن، هنر اصلی مسؤولین ورزش ما در این سالها، سیاسی و قومی شدن ورزش بوده است. افرادی که از دریچهی سیاست، با قدرت نظامی و وابستگی به مراجع قدرت، وارد ورزش شده و آن را که باید درمانگرِ یک درد بیدرمان میبود، ابزاری برای قوم و تبارگرایی ساخته اند.
درست است که مبارزات آزاد، حرفهای، خصوصی و قراردادی بین ورزشکار و سازمانهای شخصی است، درست است که حین ورود حسینبخش صفری، چهرههای مثل «احمدولی هوتک»، معاون فنی تربیت بدنی و چند کارمند آن در میدان هوایی رؤیت شدند؛ اما مراسم اسقبال از او مثل همیشه، بشدت رنگ قومی و تباری داشت. مسألهی دیگر حضور «حسینبخش» به دفتر رییس عمومی تربیتبدنی و کمیتهی ملی المپیک بود که ناشی از نگاه غالب سیاسی و رییس- مرئوسی در افغانستان است تا رییس ورزش افغانستان لطف کرده و از پشت میز ریاستش چند قدم به اینطرف میز تشریف آورده و با دل ناخواسته به «حسینبخش» تبریک بگوید. این روحیه ناشی از همان نگاه غالب سلطان- رعیت است، نه مسؤول- شهروند؛ چون رییس در جهان امروز سلطان نیست، خدمتگذار است. کسی که خدمتگذار است، برای خوشآمدگویی به میدان هوایی میرود، نه که منتظر ورود ورزشکار به دفترش باشد. قهرمانان ورزش، خواسته یا ناخواسته در هر جامعهای به الگوی نوجوانان و جوانان بدل میشوند و برای همین، اگر نگاه ما به ورزش تباری نباشد، باید به آن احترام بگذاریم. فارغ از آن که ورزشکار هزاره است، تاجیک است، پشتون و یا از قوم و تبار دیگری است. نمیخواهم به همه چیز نگاه قومی داشته باشم؛ اما واقعیت جامعه و ورزش ما همین است.
واقعیت آنست که حضور سیاستمداران و مسؤولین سیاسی، ورزش را سیاست زده کرده و در اختیار تمایلهای سیاسی- قومی قرار میدهد. شاید سوال این باشد که مسؤولین ورزش و کشور اگر نگاه اتنیکی داشتند که قربان صدقهی «سمیع فیضی» میرفتند نه آن که پیام تبریکی برای «حسینبخش» بفرستند! داستان اینجا چیز دیگری است، تفاوت مسابقهی فیضی با صفری این بود که رقابت صفری تبلیغات و نشر زندهی تلویزیونی داشت که فیضی از این امتیاز برخوردار نبود. فیضی، ورزشکار خوب و با کیفیتی است؛ اما مسابقهاش را کسی ندید. در این داستان فیضی گناهی ندارد و حسینبخش نیز از امتیاز خیلی ویژهی نسبت به او برخوردار نیست، تفاوت در نوع نگرش، انتخاب سازمانها و پوشش رسانهای است. پیامهای تبریکی زمامداران و لطف رییس ورزش نیز ناشی از جو و فضای رسانهای بوجود آمده است، نه ناشی از لطف و نگاه مساویانهی آنان!
گاهی قدرت در تعامل است نه تقابل، به خصوص برای ورزشکار و کسی با خصوصیات «حسینبخش صفری»؛ اما کاش او به دفتر رییستربیت بدنی نمیرفت و رییس به میدان هوایی میرفت، چون در قفس سازمان «Fight Night Global» روسیه، نام افغانستان و اهتزاز بیرقش مهم بود، نه چیز دیگر.