اگر می‌خواهی راحت باشى، کتاب نخوان

شریفه شهراد
اگر می‌خواهی راحت باشى، کتاب نخوان

پیش از چاشت یکی از همین روزها، وارد نمایش‌گاه دایمی و فروش‌گاه کتاب اقرأ در ایستگاه نانوایی دشت‌برچی می‌شوم؛ اما به دلیل این که صاحب این نمایش‌گاه کتاب‌هایش را برای حراج گذاشته، افراد بیش‌تر در مقایسه با روزهای پیش، برای یافتن کتاب دل‌خواه‌‌شان در اطراف قفسه‌ها پرسه می‌زنند. نمایش‌گاه دایمی و فروش‌گاه اقرا، سال‌ها است که روزهای پنج‌شنبه‌ی هر هفته را برای حراج کتاب اختصاص داده است؛ اما در سال روان، به دلیل تعلطیلی مکتب‌ها و دانش‌گاه، این نمایش‌گاه، بیش‌تر از ۵۰ هزار جلد کتاب را برای هفت روز –اول تا ۷ جوزا- به حراج گذاشته است.
ذکی احمدی، مدیرمسؤول این نمایش‌گاه، می‌گوید که پنج سال پیش زمانی که در همین سالن مثل هر روز منتظر افرادی بود که برای خریدن کتاب بیایند، یکی از مشتریانش چند کتاب را بر می‌دارد و هنگامی که پشت پیش‌خوان پولش را از جیب بیرون می‌کشد، می‌بیند که تنها ۳۵۰ افغانی دارد و با این پول نمی‌تواند کتاب‌هایی را که انتخاب کرده بخرد، دست خالی از سالن بیرون می‌شود. او پیش از این که از سالن بیرون بزند، به مسؤول نمایش‌گاه می‌گوید: «کاری کنید که تمام مردم کابل بتوانند کتاب را ارزان بخرند و شما باید همین کار را کنید.» از آن روز به بعد، ذکی پیوسته به این فکر می‌کند که چگونه می‌تواند، برای همه‌ی باشندگان کابل، کتاب را ارزان بفروشد. این گونه است که ایده‌ی به‌حراج‌گذاشتن کتاب به ذهنش می‌رسد و در هفته یک روز را برای این کار اختصاص می‌دهد.
به‌حراج‌گذاشتن کتاب از سوی این نمایش‌گاه، باعث شده که علاقه‌مندان زیادی را از ولایت‌های مختلف به دشت برچی بکشاند. «روزهایی که ما حراج می‌کنیم، فوق‌العاده است، همه از هر گوشه‌ی کابل که باشد؛ حتا ما مشتری‌هایی داریم از ولایت‌ها مخصوصا از مزارشریف، هرات و غزنی که یک روز را فقط برای خرید کتاب می‌آیند.»
ذکی می گوید که هرچند او یک بار برای حراج‌گذاشتن کتاب‌، ۱۵۰ هزار افغانی خسارت دیده است؛ اما استقبال دانش‌آموزان و دانش‌جویان از این برنامه، باعث شده که هم‌چنان به حراج‌گذاشت کتاب ادامه بدهد. در اولین هفته‎‌ای که او کتاب‎هایش را به حراج گذاشت، ۱۵۰ جلد کتاب می‌فروشد؛ اما زمانی که بیش‌تر مردم از آن آگاه می‌شوند، به دلیل هجوم بیش‌تر علاقه‌مندان، حتا گاهی در یک روز حراج‌گذاشتن کتاب، بیش‌تر از پنج هزار جلد کتاب را می‌تواند بفروشد. او یک بار همه‌ی کتاب‌های نمایش‌گاهش را به قیمت ۵۰، ۱۰۰ و ۱۵۰ افغانی به حراج گذشت که از صبح تا چاشت همان روز همه‌ی کتاب‌هایش به فروش می‌رود.
ذکی احمدی که اکنون مسؤولیت نمایش‌گاه دایمی و فروش‌گاه کتاب اقرا و نشرات پاپیروس را به عهده دارد، شش سال پیش این نمایش‌گاه را ایجاد کرد.
ذکی در اوایل دوره‌ی ریاست‌جمهوری حامد کرزی در حالی که در دانش‌کده‌ی اقتصاد دانش‌گاه کابل درس می‌خواند، دکان کوچک وسایل تحریر را با ۲۵ هزار افغانی که قرض گرفته است، ایجاد می‌کند؛ اما، به دلیل مشکل‌های اقتصادی، نمی‌تواند به تحصیلش ادامه بدهد. «یک‌ انتخاب داشتم: یا کار یا درس!» در این دوراهی، او به ناچار کار را انتخاب می‌کند؛ کاری که او را از دکانی کوچک تحریر به صاحب بزر‌گ‌ترین نمایش‌گاه کتاب در دشت‌برچی کابل بدل کرده است. او، با این که نتوانسته به تحصیلش ادامه بدهد؛ اما از انتخابش راضی است و در حالی که به قفسه‌های درون نمایش‌گاه نگاهی می‌اندازد، می‌گوید: «فعلن همین نمایش‌گاه کتاب، برایم یک ‌دانش‌گاه است.»
از تعداد کتاب‌هایی که در این سالن وجود دارد از او می‌پرسم، می‌گوید که به دلیل اضافه‌شدن به شمار کتاب و کم‌شدن آن‌ها، حساب کتاب‌ها از دستش رفته است. با ‌نگاهی گذرا به قفسه‌های کتاب، می‎گوید: «میلیون‌ها جلد کتاب شاید باشد.»
کتاب‌هایی که قفسه‌های این نمایش‌گاه را پر کرده، در کنار کتاب‌های درسی، کتاب‌های کمک‌درسی و دیگر کتاب‌ها را نیز در بر می‌گیرد.
در افغانستان، از آن جا که کتاب‌خوانی هنوز به فرهنگ عمومی بدل نشده، کم‌تر دانش‌آموزان و دانش‌جویان به مطالعه‌ی غیر از کتاب‌های درسی‌شان علاقه دارند؛ چیزی که باعث شده است که بازار چاپ و فروش کتاب در کشور، رونق چندانی نداشته باشد. از سویی هم، ناتوانی اقتصادی در تهیه‌ی کتاب، باعث شده است که شماری از شهروندان که به کتاب‌خوانی علاقه دارند نیز نتوانند همیشه کتاب‌های مورد نیازشان را از بازار تهیه کنند. نزدیک چاشت است و شمار مشتری‌های ذکی نیز در حال افزایش استند و افزایش روزمره‌ی این مشتری‌های هرچند به او وقت کمی برای مطالعه می‌گذارد؛ اما می‌گوید: «اگر می‌خواهی راحت باشی، کتاب نخوان، اگر می‌خواهی دانا شوی کتاب بخوان.»

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x