عشقی که پای دختری را به زندان کشید

افسانه یاس
عشقی که پای دختری را به زندان کشید

اعمال خشونت بر زنان‌ می‌تواند یکی از دلایل مرتکب شدن زنان به جرایم و جنایی شود. زنان قربانی خشونت در بیشتر موراد دست به اعمال جرمی می‌زنند.
زمانی که سری می‌زنم به زندان‌های زنانه و پای قصه‌های شان می‌نشینم، در می‌یابم که یکی از عمد‌ه‌ترین عوامل ارتکاب جرم زنان زندانی، خشونت‌هایی استند که بر آنان اعمال شده است و زنان در دفاع از خود به ارتکاب جرم دست زده اند.
زهرا یکی از زنانی است که به حبس دوام درجه دو- حبس دوام درجه دوم از ۱۶تا ۲۰ سال در کود جزا پیش‌بینی شده است- به جرم قتل عمد، زندانی شده است.
زهرا تازه چند ماهی است به زندان آمده و سختی‌های زندان را بر زندگی آزاد مملو از خیانت ترجیح داده است. زهرا ۲۳سال دارد؛ اما چهره‌ی جوانش خیلی کم‌تر از بیست معلوم می‌شود. زیبا است؛ اما پر از غصه و حسرت.
زهرا از مدت چهار سال به این سو با پسری دوست بوده و رابطه‌ی خیلی نزدیکی با هم داشته اند؛ بارها با هم برای زندگی و آینده و مشترک خواب دیده و خیال بافته اند؛ خیال زندگی مشترک و آینده‌ی روشن.
زهرا هنوز ۱۸سال دارد که یکی از پسران محله‌ی شان با ابراز علاقه و عشق به او، توجه او را به خود جلب می‌کند و این ابراز عشق و علاقه‌ی او، چندین ماه را در بر می‌گیرد. بعد چندین ماه بین شان رابطه‌ی عاطفی شکل می‌گیرد و هر از گاهی با هم دید و باز دید می‌کنند و قرار ملاقات می‌گذارند. بیشتر شب‌ها و روزها را در مکالمات تلفونی و رد و بدل کردن پیام‌های عاشقانه با هم سر می‌کنند. هر روز که از این رابطه میان شان می‌گذرد، صمیمیت و عشق شان هم به هم بیشتر می‌شود یا شاید تصوری که زهرا از رابطه‌ی شان دارد همین است. زهرا چهار سال را با هزاران امید سپری می‌کند و انتطار تمام شدن درس‌های شان را می‌کشد تا با هم ازدواج کنند. آهسته آهسته بیشتر اطرافیان زهرا از این که زهرا با کسی رابطه دارد، مشکوک می‌شوند. در مدت این چند سال زهرا با دوست‌پسرش رابطه‌ی جنسی هم داشته که دوست‌پسرش با فریب دادن او با ابراز عشق و صمیمیت و گفتن این که زهرا تنها عشق او است و با او ازدواجش حتمی است، بارها به او نزدیک شده و با هم رابطه‌ی جنسی داشته اند.
یکی از روزها به تلفن زهرا از شماره‌ی ناشناس پیامی می‌رسد که گویا دوست‌پسرش به او خیانت کرده است و با زنِ دیگری رابطه داشته است؛ هرچند زهرا این پیام را نادیده می‌گیرد؛ اما این پیام‌ها هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود و او را به دوست‌پسرش بدگمان می‌کند. زهرا رد پیام‌ها را می‌گیرد تا از واقعیت موضوع آگاهی یابد. چندین بار از او در این مورد می‌پرسد؛ اما انکار می‌کند تا این که برایش ویدیویی می‌رسد که در آن ویدیو دوست‌پسرش با دختر دیگری در حال رابطه‌ی جنسی است. این ویدیو او را به خشم می‌آورد و به دنبال گرفتن انتقام از خیانت دوست‌پسرش می‌رود. زهرا تفنگچه‌ای که برای محافظت شان در خانه دارند را با خود از خانه می‌گیرد و برای دوست‌پسرش پیام می‌گذارد و قرار ملاقات ترتیب می‌دهند. زمانی که سر قرار می‌رسند، با نشان دادن ویدیو به دوست‌پسرش، تفنگچه را به طرف او می‌گیرد و می‌خواهد به او شلیک کند؛ اما با مقاومت دوست‌پسرش مواجه می‌شود که در نتیجه مرمی اول به شانه‌ی خودش شلیک می‌شود. زهرا با آن که تیر خورده است، مقاومت می‌کند تا این میل با شلیک دیگری، دوست‌پسرش را می‌کشد.
زهرا به اتهام قتل او توسط پولیس دستگیر و به نظارت‌خانه منتقل می‌شود. او، در تحقیقات ابتدایی به جرم خویش اعتراف می‌کند و بعد از تحقیقات دادستانی و احاله‌ی دوسیه در محکمه، با موجودیت شواهد و دلایل و هم‌چنان اعتراف خودش به حبس دوام درجه دوم محکوم می‌شود.
زهرا دختر جوانی که بعد از این بیشتر وقتش را در حبس می‌گذراند و بنا بر حکم محکمه دوره‌ی خوب جوانی‌اش را در زندان خواهد بود. زهرا می‌گوید تحمل استفاده‌جویی دوست‌پسرش برایش دشوارتر از سختی‌ها و دشواری‌های زندان است.
و اما نگاه مردم جامعه به زنان زندانی نگاه فرو‌مایه، بی‌ارزش و مملو از نفرت است. گذشته از این که سبب ارتکاب این جرایم چه چیزهایی بوده، حتا در بعضی از موارد بعد از رهاشدن از زندان، دیگر خانواده‌های شان برای شان پناه نمی‌دهد و آن‌ها را در خانواده قبول نمی‌کنند که سبب بی‌سرنوشتی بیشتر زنان و افزایش جرایم می‌شود.