چهل سال آوارگی

سخی خالد
چهل سال آوارگی

منبع: امنیستی انترنشنل

چهل سال پیش، افغان‌ها از ترس جنگ، به دنبال یافتن پناه‌گاهی در یکی از کشورهای خارجی، آواره شدند. بیش از چهارصدهزار نفر از ترس حکومت‌های کمونیستی تره‌کی و امین، به پاکستان فراری شدند. پس از یورش نظامی ارتش سرخ در عصر کرسمس سال ۱۹۷۹، تعداد آواره‌ها به گونه‌ی بی‌شایبه‌ای افزایش یافت. تا اواخر سال ۱۹۸۰، بیش از چهار میلیون مهاجر افغان، در پاکستان ساکن شده بودند. پس از چهار سال، با سکناگزینی بیش از پنج میلیون مهاجر افغان در ایران و پاکستان، این تعداد بیش‌تر شد.

مهاجران افغان، عنوان یکی از وسیع‌ترین گروه‌های آواره‌ی جهان را با خود یدک می‌کشند. در جریان چهار دهه‌ی اخیر، بسیاری‌ها مجبور شده‌اند که خانه‌های‌شان را رها کنند و رهسپار سفر بی‌بازگشت شوند.  بعضی‌ها برای یک مدتی باز گشتند؛ اما خانه‌های‌شان به دلیل جنگ‌ها و درگیری‌های تازه ویران شده بود؛ آنان مجور شدند که در داخل کشور بی‌جا شوند یا دوباره مهاجر شوند. کمپ‌های مهاجرانی نیز استند که نسلِ جدید افغان‌ها زندگی کرده‌اند، به مدت‌ها قسمتی از اساسات محلی جامعه را تشکیل داده‌اند؛ اما تا هنوز از حقوق‌شان برخوردار نیستند، مورد اهانت قرار گرفته‌اند و به شکل متواتر تهدید به دیپورت شده‌اند.

کسانی نیز هستند که راهی سفرهای موفقیت‌آمیز به مقصد دوردست‌ترین مکان‌ها –همانند ایالات متحده‌ی امریکا و اروپا- شده‌اند؛ در نهایت آرامش و عظمتی که برای مدت‌ها به دنبالش بودند را یافتند و بعضی‌های دیگر نیز هستند که اقبال خوبی نداشتند و به کشوری ترسناک‌تر از جایی بازگشتند که قبلا ترک کرده بودند، یا اوضاع نابسامان غیرانسانی بر آنان تحمیل شده‌ است و تا هنوز در عذاب استند.

در جهان، اسم بیش از ۲٫۶ میلیون افغان به‌عنوان مهاجر ثبت شده است؛ بیش از یک دهم تمام مهاجران، افغانی است که پس از سوریه، در مقام دوم قرار دارد. بسیاری‌های دیگر نیز هستند که اسامی‌شان به طور رسمی به ثبت نرسیده یا فعلا به دنبال پناهندگی استند. و بیش از دو میلیون نفر دیگر بی‌جاشدگان داخلی به دلیل جنگ‌های جاری استند.

در سال ۲۰۱۸، یوناما کشته شدن بیش‌ترین تعداد مهاجران را مستند کرده که شامل بیش‌ترین تعداد مرگ کودکان به دلیل جنگ نیز است. نزدیک به یازده هزار نفر تلف شده که شامل ۳۸۰۴ مرگ و ۷۱۸۹ زخمی است. به اساس داده‌های دفتر سازمان ملل در امور تعاونی و حقوق انسانی، سال گذشته نیز بیش از ۳۶۰۰۰۰ در اثر منازعه در داخل کشور بی‌جا شده‌اند. در گزارشی که در ماه جون سال ۲۰۱۹ به نشر رسیده، انستیتوت صلح و اقتصاد، گفته است که افغانستان به عوض سوریه «ناامن‌ترین» کشور جهان است.

با وجود این وضعیت خطرناک، جامعه‌ی بین‌المللی با مهاجران و پناه‌جویان افغان همواره با بی‌میلی سنگ‌دلانه رفتار کرده است؛ به تعداد زیاد مهاجران وادار به خروج اجباری از اروپا، ایران، و پاکستان یا قربانی وضعیت مستبدانه‌ در کمپ‌های توقیفیِ ساحلی در جزیره‌های مانوس و نارو شده‌اند.

به اساس گفته‌های شالوکا بیانی، گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل در امور حقوق بشری بی‌جاشدگان داخلی، خروج اجباری از اروپا، پاکستان و ایران، به بی‌ثباتی بیش‌تر در افغانستان منجر شده است. در سال ۲۰۱۶، شالوکا بیانی، هشدار داده بود: [«این افراد با زندگی اجتماعی و اقتصادی افغانستان عادت نمی‌کنند. حکومت به صورت آشکار می‌گوید که «ببینید، ظرفیت لازم را نداریم.»]

اروپا

چندروز قبل از روز جهانی مهاجران ۲۰۱۹، طیبه عباسی، دانشجویی ساکن در تراندهایم، ناروی، دو عضو خانواده‌اش به افغانستان دیپورت شدند؛ کشوری که هرگز در آن زندگی نکرده است. خانواده‌ی طیبه، در زمان حمله‌ی ارتش سرخ افغانستان را ترک کردند و ابتدا در ایران ساکن شدند. جایی که طیبه تولد شد، اعضای خانواده از تبعیض رنج می‌بردند.

در نهایت آنان به ناروی سفر کردند، جایی که طیبه بزرگ شد، تحصیل کرد، دوست پیدا کرد و امیدوار شد که داکتر شود. آن امیدواری دوسال قبل نقش بر آب شد، وقتی خانواده‌ی طیبه از سوی دولت ناروی، نامه‌ای مبنی بر احتمال دیپورت‌شدن دریافت کردند.

این خبر شبیه صاعقه‌ای دوستان طیبه را به وحشت آورد، کسانی که کمپینی را ذیل عنوان #Abbasistays راه‌اندازی کردند. انجیرد جیپسن ویگه، دوست نزدیک به طیبه نوشت: «طیبه هیچ وقت در افغانستان نبوده است و این کشور امن نیست. به وسیله‌ی راه‌اندازی تظاهرات و کانسرت‌ها، ما صدای خود را بلند کردیم. مردم از سراسر تراندهایم گردهم آمده بودند تا از کمپین ما حمایت کنند.»

«این یک مبارزه‌ی قاعده‌مند است. ما در واکنش به سیاست‌های معلول دولت ناروی اعتراض کردیم. ما طیبه و خانواده‌اش را در این آزمون دشوار حمایت کردیم؛ اما مواردی از این قبیل نیز وجود دارد که پوشیده باقی می‌ماند. این کار حکومت، ناامیدکننده و نادرست است.»

در ارتباط به رسیدنش به افغانستان، مقامات گفتند که طیبه و خانواده‌اش را نمی‌پذیرند. در زمان نوشتن، او در مسیر بازگشت به ناروی آرزو می‌کند که به او اجازه‌ی اقامت داده شود.

بدترین کابوس طیبه به واقعیت مبدل شد؛ چنانچه گفته شد، دولت ناروی او و خانواده‌اش را به افغانستان دیپورت می‌کند. به ایرنا سولبرگ، نخست‌وزیر ناروی بگویید که او را همین حالا به خانه برگرداند.

در جریان سال‌های اخیر در کنار ناروی، نیوزلند، سویدن، بریتانیا، جرمنی، اتریش، فنلند و ترکیه ده‌ها هزار مهاجر افغان را وادار به ترک اجباری کرده‌اند. این نمودار روشن، معلول بودن قوانین است؛ حق فرستاده نشدن یک فرد به کشوری که یک شخص ممکن است در تهدید مورد سؤاستفاده قرار گرفتن یا نقض حقوق اساسی‌اش قرار داشته باشد.

به اساس داده‌های رسمی اتحادیه‌ی اروپا، بین سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶، تعداد افغان‌هایی که از کشورهای اروپایی به افغانستان بازگشت داده شده، نزدیک به سه برابر شده است: از ۳۲۹۰ به ۹۴۶۰٫ اسناد برگشتی‌های شناسایی‌‌شده به‌عنوان درخواست‌های پناهندگی از ۶۸ درصد در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۵ به ۳۳ درصد در ماه دسامبر ۲۰۱۶ کاهش یافته است.

افرادی که وادار به خروج اجباری شده‌اند شامل کودکان بدون سرپرست، نوجوانانی که در هنگام رسیدن به اروپا کودک بوده‌اند، افرادی که هرگز در افغانستان زندگی نکرده‌اند، می‌شود. افرادی که برگردانده شده‌اند، شامل کسانی می‌شوند که مجروح شده‌اند، در راه‌اندازی حملات دست داشته‌اند، در حملات انتحاری کشته شده‌اند یا بقیه‌ی عمرشان را در ترس دایمی به سر برده‌اند.

دولت‌های اروپایی، بی‌هیچ اطلاعی در مورد وضعیت خطرناک افغانستان، زمانی که اتحادیه اروپا میثاق «راه مشترک پیشرو» را به خاطر دیپورت کردن پناه‌جویان افغان به امضا رساند، آن را به رسمیت شناخت.

در یک مستند رسواکننده، سازمان‌های مرتبط به اتحادیه‌ی اروپا به «وضعیت رو به وخامت و تهدیدات بالقوه‌ی امنیتی‌ای که متوجه افراد ذکرشده» در افغانستان می‌شود، اعتراف کردند، همچنان که از «سطح بلند حملات تروریستی و تلفات غیرنظامیان» آگاهی دارند. با این حال، آنان به گونه‌ی وحشیانه‌ای بر «اخراج بیش از هشتادهزار مهاجر در آینده‌ی نزدیک» پافشاری می‌کنند.

شواهد قابل اعتباری وجود داشت که این به خاطر اعمال فشار بر حکومت افغانستان یک «ضرورت» بود. اکلیل حکیمی، وزیر پیشین مالیه‌ی افغانستان در پارلمان کشور گفته بود: «اگر افغانستان با کشورهای اتحادیه‌ی اروپا بر محور بحران مهاجرت همکاری نکند، این موضوع به گونه‌ی منفی بر میزان کمک‌های اختصاص‌یافته به افغانستان تأثیر می‌گذارد.»

ترکیه، با نگه‌داری و اخراج ده‌ها هزار افغان در جریان دو سال اخیر در وضعیت بد و بی‌هیچ مرجع کمک‌کننده‌ا‌ی پس از بازگشت‌شان، مسؤول تعداد کثیری از اخراج اجباری است.

در روز جهانی مهاجرت، ما در افغانستان سفر کردیم تا ببینیم که برای مهاجران پس از اخراج اجباری‌شان به کشوری که نسبت به زمانی که آنان از افغانستان فراری شدند حتا خطرناک‌تر هم شده‌ است، چه اتفاقی می‌افتد.

پاکستان

پاکستان، فعلا میزبان ۱٫۵ میلیون مهاجر راجسترشده و یک میلیون مهاجر راجسترنشده‌ی افغان است. آنان از سال ۱۹۷۹ در ماه‌های یورش نظامی ارتش سرخ به افغانستان، به پاکستان مهاجر شده‌اند. حداکثر بیش از چهار میلیون مهاجر افغانی در پاکستان زندگی کرده‌اند. در جریان سال‌های اخیر، از وقتی که پاکستان اقدام به خروج این مهاجران کرد –به‌عنوان یک ابزار فشار بر حکومت افغانستان-، تعداد این مهاجران به گونه‌ی بی‌پیشینه‌ای کاهش یافت.

وقتی آنان در پاکستان به سر می‌بردند، حق گشت‌وگذار آزادانه را داشتند؛ اما از دسترسی به سایر حقوق محروم بودند. پاکستان پیمان‌نامه‌ی مهاجران ۱۹۵۱ را امضا نکرده است. در نتیجه، مهاجران افغان به فرصت‌های برابر آموزشی دسترسی نداشتند، بازکردن حساب بانکی، کار، خرید املاک و حتا از دسترسی به خدمات صحی محروم بودند.

پس از کشتار فاجعه‌بار بیش از صد دانش‌آموز مکتب در شهر پشاور در ماه دسامبر سال ۲۰۱۴، مقامات پاکستانی به وضع محدودیت‌ها بر کمپ‌های مهاجران مبادرت ورزیدند. پس از این که سرنخ گروه مسلح حمله‌کننده بر مکتب در افغانستان رسید، یک سلسله اقدامات روزانه‌ به منظور اذیت و آزار مهاجران افغان، به شمول درخواست رشوه، وضع شد.

تنها در سال ۲۰۱۶، بالاتر از ۳۶۵۰۰۰ مهاجر از پاکستان به گونه‌ی اجباری به افغانستان فرستاده شده. به اساس آنچه که ناظران حقوق بشر توضیح می‌دهند «جمعیت گسترده‌ای در جهان به شکل اجباری در جریان سال‌های اخیر اخراج شده است.» یکی از کسانی که همان سال اخراج شد، شربت گل، «دختر معروف افغان» بود که در ماه جون سال ۱۹۸۵ عکسش در جلد مجله‌ی نشنل جیوگرافیک انتشار یافته بود. به مدت دهه‌ها چشم‌های سبز روشن شربت گل، به نماد مهاجران افغان و وضعیت پاکستان به‌عنوان میزبان بزرگ‌ترین گروه مهاجران جهان مبدل شده بود.

پاکستان، چندین بار ضرب الاجل‌های فوری و دل‌خواهانه تعیین کرده بود. هر بار، بدون تمایل مدت این ضرب الاجل به درازا کشیده بود. سال گذشته، نخست‌وزیر، عمران خان، اعلام کرد که مهاجران افغان در نهایت کارت شهروندی دریافت خواهند کرد و برزخ قانونی‌شان که دهه‌ها طول می‌کشید، پایان خواهد یافت. برای کسانی که در پاکستان تولد یافته‌اند، اگر جرمی نکرده باشند کارت شهروندی دریافت می‌کنند؛ اما در سرزمینی که خانواده‌های‌شان مهاجر بودند، هرگز این تضمین داده نشده بود. این عمل به آهستگی متوقف شد و پروسه‌ی جاری راجستریشن تا ماه جون ۲۰۲۰ به تعویق افتاد.

مار را در تویتر دنبال کنید.

ایران

ایران پس از پاکستان، دومین میزبان جمعیت بزرگ مهاجران افغان است. در سال‌های اخیر، بیش‌ترین تعداد مهاجران از این کشور باز گشته‌اند. به اساس ارزیابی کمیسیون عالی سازمان ملل در امور مهاجران، ۱٫۵ میلیون تا دو میلیون مهاجر راجسترنشده‌ی افغان در ایران زندگی می‌کنند؛ بسیاری از آنان در جریان چهل سال گذشته در ایران زندگی کرده‌اند. به اساس داده‌های سازمان بین المللی برای مهاجران، سال گذشته ۷۷۰۰۰۰ مهاجر از ایران به افغانستان باز گشته‌اند. در سال ۲۰۱۷، تعداد مهاجرانی که از ایران به افغانستان باز گشتند به ۴۶۲۰۰۰ می‌رسد.

به اساس گفته‌های سازمان بین‌المللی برای مهاجران، دلیل اصلی این افزایش «مسایل اقتصادی و سیاسی اخیر ایران» است. بسیاری از افغان‌ها در سکتورهای غیررسمی اقتصاد ایران استخدام شده‌اند. تاثیرات تحریم‌های وضع‌شده توسط ایالات متحده بر ایران، بر زندگی مهاجران افغان در آن‌جا مستقیما مشاهده می‌شود. سازمان بین‌المللی برای مهاجران، پیش‌بینی می‌کند که تعداد بازگشت‌کننده‌ها از ایران در سال ۲۰۱۹، ۵۷۰۰۰۰ نفر خواهد بود؛ وضعیتی که احوال انسانی و اقتصادی افغانستان را وخیم‌تر خواهد کرد.

در سال ۲۰۱۶، گزارش مشترک بانک جهانی و سازمان مهاجرت ملل متحد در مورد پی‌آمدهای بازگشت مهاجران، هشدار داده بودند: «بازگشت‌های فراتر از ظرفیت افغانستان از پاکستان، ایران و اروپا به جابه‌‌جایی دومین‌بار، بیکاری و بی‌ثباتی خواهد انجامید.»