نویسنده: فیصل شریفی
افغانستان و انتخابات، چندین دهه هست که در یک مسیر قرار دارند؛ اما این مسیر دارای تحولات زیادی بوده است. مردم افغانستان دشوارترین روزهای تاریخ را گذراندند و سال های استبداد را پشت سر گذاشتند تا به مرحلهی جدیدی از تاریخ سیاسی شان رسیدند. پس از چندین دهه انحصار و استبداد، بحران و تنش سیاسی، کشتار و غارت به این مرحلهی امروزی رسیدیم که نام این فصل را میتوانیم فصل دموکراسی افغانستان بنامیم.
در این فصل مردم تنها قشری هست که اصل تعیین سرنوشت را به دست دارند و توسط همین اصل میتوانیم به یک دولت منتخب که آرمان همیشهگی ما بوده، برسیم.
انتخابات تنها راه مشروعیت سیاسی است و سیاست گران افغانستان تنها از راه انتخابات میتوانند مشروعیت سیاسیشان را کسب کنند. به این معنا که این سیاسیون نیست که برای ملت تعیین و تکلیف میکنند، بلکه این مردم هستند که سیاسون را انتخاب می کنند و تصمیم می گیرند که چه کسانی حکومت كنند و زمام امور را به دست گیرند.
یکی از خصلتهای انتخابات، خصلت گزینشی آن است که گزینش به دست مردم هست و از این طریق ما به نظام مردم سالار میتوانیم برسیم. انتخابات به عنوان یکی از رایجترین شیوهی اعمال ارادهی سیاسی مردم در حال حاضر است. همچنان انتخابات میتواند پویایی یک جامعه را به نمایش بگذارد؛ زیرا به همان اندازه که مشارکت فراگیر در انتخابات داشته باشیم، به همان اندازه به جامعهی پویا نزدیک شده ایم.
باید یاد آور شد که مشارکت ملی و دموکراسی مکمل هم دیگر هستند و انتخاباتی که در آن ما شاهد مشارکت گستردهی مردم نباشیم، نمیتوانیم به آن انتخابات دموکراتیک بگوییم.
در این فصل حساس که باری دیگر فرصت پیش آمده که مردم آیندهی سیاسی شان را با دستان خود رقم بزنند، ما مکلف هستیم در قبال نسلهای آیندهی مان که نخست به طور گسترده در انتخابات اشتراک کنیم و سپس انتخاب درست کنیم و این انتخاب باید دور از هرگونه ابعاد ارزشی قومی – سمتی و تعصب باشد.
انتخابات میتواند تنها راه برای از بین بردن مشروعیت حکومت مطلق یک قشر خاص بالای دیگر افراد جامعه باشد. در یک انتخابات سالم ما باید شاهد قانون عادلانه و اجرای منصفانهی آن باشیم.
یکی از مهمترین بخشهای انتخابات مدیریت کارآمد انتخابات است. انتخابات سختترین بخش نظام دموکراسیست، به همین لحاظ هست که دموکراتترین کشورها در قسمت انتخابات گاهی دچار مشکل می شوند و افغانستان که به تازگی دموکراسی را تجربه میکند، از این امر مستثنی نمیباشد.
در انتخابات، اصلهای زیادی است که باید به آن توجه صورت بگیرد که مهمترین آن مشارکت ملی و مردمی است. انتخابات در کنار این که مشارکت ملی مردم یک سرزمین را به نمایش میگذارد به وسیلهی آن ما میتوانیم یک حکومت مدیریت شده و مسؤول را برگزینیم.
انتخابات جابجایی دورهای بین نخبگان را مهیا میکند و در شرایط کنونی و حساس افغانستان یکی از معقول ترین راه مسالمتآمیز انتقال قدرت است. به همین لحاظ هست که امروزه بیشتر نخبگان و جوانان افغانستان نگرانی از عدم برگزاری انتخابات دارند. انتخابات میتواند قدمی باشد برای شکوفایی افغانستان؛ زیرا اگر انتخابات برگزار نگردد، ما به سوی یک بن بست سیاسی خواهیم رفت که این بن بست می تواند برای افغانستان و مردم افغانستان گران تمام شود.
در شرایط فعلی صلح و انتخابات، دو دغدغهی مهم در میان مردم افغانستان است که ذهن همه به طرف همین دو مساله کشانده شده است.
در این روزها صحبت از صلح هست، صلح با قشری که خواهان نظام امارت اسلامی هستند و متاسفانه مردم افغانستان در یک دورهی تاریخی حاکمیت آنها را تجربه کرده و شاهد رفتارهای وحشت ناک و تکاندهندهی این گروه زیر نام دین و اسلام بوده اند.
این دوره یکی از تاریکترین دوران تاریخ افغانستان محسوب می شود. در آن دوره بیشترین جفا به حق زنان و اطفال صورت گرفت. زنان در دورهی امارت، حتا از حقوق اولیهی شان که حق تحصیل، برخورداری از خدمات صحی، حق انتخاب و … محروم بودند.
امروز که صحبت از صلح می شود تمام زنان افغانستان که طعم تلخ آن زمان را چشیدهاند با تمام قوت میگویند که ما به گذشتهی تاریک بر نمیگردیم. معنای این مخالفتها این است که دو دهه بعد از طالبان، شرایط طوری فراهم شده است که مردم فرصت این را داشته باشند تا به حقوق اساسی شان فکر کنند و در مورد آیندهی شان تصمیم بگیرند که کی را انتخاب کنند و چه شرایطی در قبال استفاده از رایشان به نفع یک تکت و یا یک شخص داشته باشند.
هر چند سالهای پس از حاکمیت امارت طالبانی که ما آن را تجربه کردیم، سالهای خیلی پر دستآورد به تمام معنا نیست. هنوز جنگ جریان دارد، همه روزه دهها جوان، کودک زن و مردم قربانی خشونتهای تحمیلی بر افغانستان میشوند. در بسیاری از مناطق کودکان و زنان از رفتن به مکتب محروم اند، اما روی هم رفته همین که دشمنان خونی دیروز، امروز در کنار هم در یک رسانه ظاهر میشوند و به مردم پاسخ میدهند و یا به مردم برای رسیدن به قدرت مراجعه میکنند، این تغییر بسیار ارزشمند و قابل قدر است.
پس چهل سال جنگ در افغانستان که بیشتر هم بر سر رسیدن به قدرت از طریق زور بوده است و اکنون نیز این جنگ ادمه دارد، اکنون نوبت آن رسیده است که مردم با اراده خود و با رفتن به پای صندوقهای رای قدرت واقعی خود را به نمایش گذاشته و از فرصت پیش آمده استفاده کرده و برای نسل آینده افغانستان با ثبات و متکی به خود را به میراث بگذارند.
ما در هر صورت اگر بخواهیم از وضعیت کنونی که درگیر آن هستیم برهیم، راهی جز این نداریم که در انتخابات اشتراک کنیم و فردی را که میدانیم برای آیندهی افغانستان نسبت دیگران مفیدتر است انتخاب کنیم و با قدرت نیز در کنارش باقی بمانیم تا آیندهی ما تضمین گردد.
برگزار نشدن انتخابات، برای گروههای تروریستی و کشورهای که بربادی افغانستان را می خواهند یک فرصت فوقالعاده است و این به نفع نسل جدید و نسل آینده است و آینده یک کشور باثبات نیست. بسیاری از کشورهای همسایه همین اکنون در پی تخریب انتخاباتی اند که تا کمتر از دو روز دیگر قرار است برگزار شود.
ما یا با رفتن به پای صندوقهای رای میرویم که آیندهی مان را تضمین کنیم و یک حکومت با اقتدار و منتخب دیگر را پایهگذاری کنیم و یا با نرفتن به انتخابات و رای ندادن به طالبان و گروه های تروریستی و کشورهای حامی آنها تسلیم میشویم. پس در انتخابات اشتراک کنید و پاسخ محکم به نیت های شوم تروریستان و کشورهای حامی آنها بدهید.