دنیایی به نام مجازی وجود ندارد

صبور بیات
دنیایی به نام مجازی وجود ندارد

به کارگیری اصطلاح فضای مجازی هنوز در میان اقشار مختلف جامعه رایج و معمول است. در نشست‌های رسمی، جلسات و کنفرانس‌های مختلف اصطلاح دنیای مجازی یا فضای مجازی را می‌شنویم در حالی که این دنیا دیگر مجازی نیست و فضای غیرواقعی (مجازی) وجود ندارد. به گونه‌ی مثال در فضایی که اسمش را مجازی گذاشته‌ایم، خرید می‌کنیم، به آدم‌هایی که هرگز ندیده‌ایم اعتماد می‌کنیم، پول به حساب‌شان می‌ریزیم، در این فضای مجازی با هم به صورت واقعی حرف می‌زنیم، از هم گله می‌کنیم، غذای واقعی سفارش می‌دهیم، اوقات فراغت‌مان را اینجا می‌گذرانیم، روزمان را آنجا شروع می‌کنیم و شب هم آخرین تصویری که می‌بینیم آن‌جاست. چطور اسمش هنوز مجازی است؟

در دیدارهایم با یکی از چهره‌های مطرح سیاسی و یا یکی از سلبریتی‌های سیاست در مورد شبکه‌های مجازی حرف زدیم. اینکه تا چه اندازه زندگی‌اش را تحت تاثیر قرار داده‌اند، می‌گفت: «فارغ از این ‌که امتیازات برجسته‌ای مثل سنجیدن نبض جامعه و ایجاد ارتباط مستقیم با هواداران را ایجاد کرده، به شدت روی میزان حضور یا حذف بازیگرها تاثیر گذاشته است.» بسیاری از موقف‌ها  و موضع‌گیری‌های سیاسی‌اش بر اساس نظریات تعداد فالور انتخاب می‌شود. می‌گفت: «گاهی اوقات اتفاق می‌افتد که می‌بینم کاربران فیس‌بوک در چه مورد می‌نویسند من ستاتوس‌هایم را از خواندن نوشته‌های دیگران می‌گیرم/می‌نویسم.» او هم مثل من باور داشت که ناسزاهای مجازی، دردهای واقعی به همراه می‌آورد و اصولا دیگر مرزبندی میان دنیای مجازی و واقعی آن‌قدر به هم ریخته که نمی‌توان خط مشخصی برایش کشید. می‌گفت: «زندگی ما به شدت تحت تاثیر این دنیای هنوز مرموز است. دنیایی که در حال کشف و شهود در آنیم و حتا کسانی که مدعی استند آن را می‌شناسند وقتی با زوایای تازه‌اش روبه‌رو می شوند، با دهان‌های باز، از حرکت می‌مانند. فضای مجازی به زندگی واقعی خط می‌دهد؛ اما به شدت تحت تاثیر زیست واقعی شهروندان است و بازتابنده‌ی کنش‌های واقعی ماست. در این فضا هرآنچه می‌بینیم و می‌شنویم انگار آینه‌ای است که روبه‌روی خودمان قرار گرفته و اصولا با چنین رویکرد و کارکردی چطور می‌توان آن را مجازی نام گذاشت؟» در نشست یکی از کسانی که مخالفِ استفاده از شبکه‌های اجتماعی است روبه‌رو شدیم. درک دغدغه‌ی کسانی که معتقدند این فضا فسادزا است، دشوار نیست؛ اما این فضا در امتداد زندگی واقعی قرار دارد. در واقع تکمیل کننده‌ی لذت‌های بشری است و خلاهایی را برای کاربران پُر می‌کند که امکان پاسخگویی به آن‌ها در دنیای واقعی وجود ندارد. در عین زمان وقت‌گذرانی در فضای مجازی ارزان است. وقتی تفریحگاه رفتن که کابل ندارد و رستوران و سفر رفتن در دنیای واقعی بسیار پرهزینه می‌شود، بسیاری از کاربران بر اساس اصل «وصف‌العیش نصف العیش» در این فضا بخشی از نیازهای حسی‌شان را دنبال می‌کنند. اگر در دنیای واقعی مجال تامین وجود داشته باشد بعید است این همه مشتری سرگردان در این فضای معلق رها شوند. در بازاریابی می‌گویند در کنار خریداران واقعی، کسانی هم هستند که به آنها window shopper می‌گویند. ویندوشاپر‌ها، کسانی استند که به دید زدن ویترین مغازه‌ها علاقه دارند. در امریکا مشهور است که دید زدن ویترین مغازه‌ها و پرسه زدن در مراکز خرید کار مورد علاقه‌ی نیویارکی‌ها برای گذراندن زمان است.

در افغانستان هم این نوع گذران که برخی آن را «پرسه زنی در شهر» هم می‌خوانند وجود دارد. شبکه‌های مجازی -به ویژه اینستاگرام که عکس محور است- این امر را بسیار آسان، متنوع، ارزان و لذت‌بخش کرده است. آفرینندگان شبکه‌های مجازی این نیازهای بشری را شناسایی کرده‌اند و بر اساس رفتارشناسی و روان‌شناسی اجتماعی آن، این نرم افزارها را طراحی کرده‌اند. همه گیری، اثرگذاری و نفوذ این شبکه‌ها اتفاقی نیست. اگر دنبال راهی استیم که این فضا را مدیریت کنیم، آن راه دستور نیست، بلکه شناخت جامعه‌ی واقعی و پاسخ به نیازهای واقعی مردمِ واقعی است.