نوجوانی چه دوره‌ای است؟(بخش دوم)

مرضیه وفایی
نوجوانی چه دوره‌ای است؟(بخش دوم)

نوجوانی که با بلوغ جسمانی آغاز می‌شود، دوره‌ی انتقالی از کودکی به بزرگ‌سالی است. در باره‌ی بعضی تغییرات و تحولات جسمانیِ دوران نوجوانی، در شماره‌ی پیش سخن گفتیم؛ در این گفتار، به مطالب بیش‌تری خواهیم پرداخت.

واکنش‌ها نسبت به تغییرات مربوط به بلوغ

واکنش دخترها و پسرها نسبت به مسائل مرتبط با بلوغ بستگی به میزان و کیفیت اطلاعاتی است که از قبل در باره‌ی بلوغ دارند. ضرورت دارد پسران در دوره‌ی نوجوانی کسی را داشته باشند تا بدون شرم نسبت به سوالاتی که در مورد تغییرات بدنی و جنسی در آنان به وجود می‌آید اطلاعات صحیحی دریافت کنند در غیر این صورت زمینه‌ی برخی رفتارهای جنسی ناسالم فراهم می‌شود و یا در این زمینه‌ها با تعارض و سردرگمی جدی مواجه می‌شوند.

در دختران، تغییرات و تجارب مرتبط با بلوغ و تغییر شکل بدنِ دخترانه به زنانه و بالغ، در جوامع سنتی‌تر مانند جامعه‌ی افغانستانی، معضلات و آشفتگی‌هایی را برای‌شان رقم می‌زند؛ در حالی که صحیح این است که مهربانانه در کنار نوجوانِ دختر بود و به او کمک کرد که این تغییرات رشدی جدید را بپذیرد و نسبت به تفاوت‌های طبیعی بیولوژیکی و زیستی خود پذیرا باشد تا نظر خوبی نسبت به خود داشته باشد.

دخترها معمولا تمام اطلاعات مربوط به بلوغ را از مادر دریافت می‌کنند؛ اگر ارتباط خوبی با مادر نداشته باشند یا مادری داشته باشند که خودش نسبت به مسائل زنانه کم‌اطلاع یا دیدگاه‌ شرم‌ناک داشته باشد و در این موارد با دختر خود صحبت نکند، مشکلات و آشفتگی‌های مرتبط با بلوغ در این دختران بیش‌تر خواهد بود. به علاوه در اهمیت نقش پدر، دخترهایی که پدرهای‌شان از تغییرات مربوط به بلوغ آگاه استند، نسبت به تغییرات خیلی خوب سازگار می‌شوند. دخالت پدر در این شرایط معمولا بیانگر محیط خانوادگی سالم است که کاملا پذیرای مسائل وتغییرات جسمانی و جنسیتی است. در این شرایط محیط خانواده نه تنها حس شرم را به دختر القا نمی‌کند بلکه همدلانه از او حمایت خواهند کرد.

نخستین قاعدگی برای دخترهایی که اطلاعات صحیح و کاملی در این باره ندارند، تکان‌دهنده و ناراحت‌کننده است. در نسل‌های قبلی، نخستین قاعدگی اغلب تکان‌دهنده بود و یا با دیدگاه‌های منفی مانند ناپاک بودن همراه بود -هر چند اکنون هم در خانواده‌های سنتی‌تر این تفکر وجود دارد- این طرز تلقی، می‌تواند بر هویت جنسی یک دختر اثر منفی داشته باشد؛ در حالی که در جوامع پیشرفته یا حتا خانواده‌هایی که دید بازتری نسبت به تغییرات بلوغ در دختران دارند، آن‌ها به جای احساس‌های منفی، شرم، خشم، با پدیده‌ی بلوغ بسیار راحت‌تر سازگار می‌شوند.

یکی دیگر از مسائل مهمی که باید توجه داشت، خلق منفی در نوجوانان دختر و پسر است. همان‌طور که قبلا گفته شد، نوجوانی لزوما دوران طغیان، پرخاش‌گری و ناسازگاری نیست؛ اما فشار حاصل از محیط خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی، وقتی با این تغییرات و تحولات جسمی همراه شود، بر نوجوان استرس بیش‌تری ایجاد می‌کند. در حالی که چنان‌چه محیط سالم، پذیرا و آگاه داشته باشیم، این دوران بسیار طبیعی گذر خواهد کرد؛ چرا که علاوه بر تغییرات بلوغ جسمانی‌ای که در نوجوان روی می‌دهد، تفکر، استدلال و درک و فهم نوجوان نیز به طور چشم‌گیر و آشکاری رشد می‌کند و این کمک می‌کند فرزند نوجوانِ ما، با تجارب مثبت‌تری پای در دوران جوانی و بزرگ‌سالی بگذارد.

اما اگر رویدادهای ناگوار بیش‌تری در زندگی نوجوان وجود داشته باشد، مانند مشکلات و درگیری با والدین، مشکلات در مدرسه و مشکل در برقراری ارتباط با هم‌سالان ، این مسائل می‌تواند اثرات منفی بر نوجوان بگذارد تا این دوران بحرانی‌تر به نظر برسد.

در واقع آنچه به خانواده و اجتماع توصیه می‌شود، این است که با توجه به میل به استقلال‌جویی‌ای که در دوران نوجوانی به صورت کاملا طبیعی رخ می‌دهد، این میل به رسمیت شناخته شود و به نوجوان آزادی و استقلال بیش‌تر و البته به صورت نظارت شده‌ داد شود. تلاش باید این باشد که در کنار او صبورانه حضور داشت؛ هر چند رفتارهای ناپخته‌ای خواهد داشت؛ گاه پیش می‌آید نوجوان در اظهار عقیده، تصمیم‌گیری به صورتی ناپخته عمل کند؛ اما همگی گویای تلاش‌های ذاتی نوجوان برای پشت سرنهادن دوران کودکی و تجربه‌ی بزرگ‌سالی است.

با توجه به نقش موثر والدین بر نوجوانان، در شمارع‌ی بعد در باره‌ی ارتباط والدین با نوجوانان سخن خواهیم گفت؛ چرا که شیوه‌ی فرزندپروری در این دوران قدری متفاوت‌تر از دوره‌ی کودکی خواهد بود و توجه به ظرافت‌های آن ضروری است.