امرالله صالح، معاون اول ریاستجمهوری، روز چهارشنبه (2 میزان)، یادداشتی را در مورد دورهی حاکمیت گروه طالبان در افغانستان، در برگهی فیسبوکش، نشر کرده است.
متن کامل یادداشت آقای صالح:
جوانان گرامی افغانستان !
طالبان، حقایق تلخ و دردناک کنونی و تاریخی را که جامعه در ذهن و سینهاش از ظلم و جهل این گروه دارد و من آن را تنها بیان کردم، رد و تکذیب کرده اند. تا اکنون، صدها عنوان کتاب، دهها هزار عنوان مقاله و هزاران رساله در مورد ظلم و تاریکاندیشی این گروه، نوشته شده است.
آیا طالب میتواند یک رساله را آدرس بدهد که در آن، از به اصطلاح ادارهی طالب سخن مثبت گفته شده باشد؟ طالب همیشه مسألهی تأمین امنیت را در کابل، در دههی نود، از دستآوردهای شامخ خود میداند. آیا میدانید در دروان طالب، نفوس کابل کمتر از پنج لک نفر بود و اکنون نزدیک به هفت میلیون است؟ بهای خانه و جایداد در شهرنو، در زمان طالب، در حدود بیست هزار دالر بود؛ زیرا جامعه امید را از دست داده بود و فکر میکرد جایدادش را بفروشد و خودش را از دوزخ ساختهی دست طالبان بیرون کند.
اکنون، ارزانترین خانه در شهرنو، یک میلیون دالر است. آیا میدانید مردم به خاطر تلفون کردن به عزیزانشان در خارج، باید به پیشاور سفر میکردند؟ آیا میدانید که بخاطر سهولت به تروریستان پاکستانی طالبان، سمت ترافیکی را چپ ساخته بودند و تمام موترهای وارد شده، دست پاکستان بود؟ آیا میدانید که در پنج سال حاکمیت تاریک طالب، یک جلد کتاب برای معارف چاپ نشد؟
آیا میدانید که در حاکمیت طالب، بزرگترین آرزوی خانوادههای کابل، دستیابی به آرد و روغن در آخر ماه بود؟ آیا میدانید که در کوچه کوچهی کابل، چیزی به نام کوتهی اندیوالهای فلان طالب و فلان طالب بود و هر کدامشان بالاتر از قانون در محله حکمرانی داشتند؟
آیا کدام طالب را سراغ دارید که -تاریخ افغانستان را بگذار در جایش- از تاریخ معاصر و احمدشاهی کشور ما واقف باشد؟ آیا میدانید که در پنج سال حاکمیت تاریک بر پایتخت، طالب نتوانست یک روز به اصطلاح مجلس کابینه دایر کند؟ آیا میدانید که تمام وزرای به اصطلاح حاکمیت طالب، همه همصنفیهای یک دیگر بودند و به خاطر جبران حقارتهای دوران آموزش در مدرسههای پاکستان، شدیدترین خود بزرگبینی را بالای مردم تطبیق میکردند و با کبر فرعونی با عوام برخورد میکردند؟
آیا میدانید که چرا رهبران طالب با هیچ بحث راحت نیستند، مگر بحث شریعت و آن هم به روایت خودشان، زیرا از هیچ چیز دیگر هیچ نوع آگاهی ندارند؟ آیا میدانید چرا طالبان بتهای بامیان را فرو ریختند؟ به خاطر این که به فتوای استادان پاکستانیشان به اصطلاح احساسات بودیستهای هند را خدشهدار بسازند؛ در حالی که تاریخ بودایی افغانستان، هیچ ربطی به هند ندارد.
آیا میدانستید در کابل، تحت تسلط طالب، یک جلد کتاب یافت نمیشد؟ آيا میدانستید در دوران طالبان، برای اولین بار در تاریخ کشور، خانوادههای شهری مجبور به فرار کتلوی به پاکستان شدند و بخشی از آنها به پیش خدمتهای متمولین پنجابی تبدیل شده تا حدی که آنها را کابلی نوکر صدا میزدند؟ آیا میدانید که طالبان به هیچ شخصیت تحصیلیافتهی افغانستان که حتا علاقهی کار با آنها را داشت، اجازه ندادند که کار کند؟ زیرا پاکستان از یکجا شدن تحصیلیافتههای افغانستان و به خصوص از تحصیلیافتههای پشتون در هراس بود و تا آخر در ادارهی طالب یک نفر تحصیل یافته وجود نداشت.
آیا میدانید که در دوران طالب، به سختی میشد مجلس عروسی را از جنازه فرق کرد؟ زیرا در هر دو سکوت مرگبار حاکم بود؛ زیرا در یکی مرده را بر سرشانهها انتقال میدادند و در دیگری، زن را به مانند جنازه.
آیا میدانید که در دورهی طالبان، پاسپورت افغانی در پیشاور چاپ میشد و در بسا محلههای خیبربازار و اسلامآباد، پاسپورت جعلی در ظرف چند ساعت در مقابل پول داده میشد؟ آیا میدانید که طالبان از پول افغانی عار داشتند و پول رایجشان کلدار بود و این بدعت در بعضی مناطق تا امروز باقی مانده است؟ این فهرست طولانی است و در دل تاریخ – در ذهن جامعه و سینههای مردم حک شده است.
حالا اگر طالب میگوید نه، پس شجاعت آن را داشته باشد که به آزادی بیان تمکین کند تا مردم سیاه را سیاه و سفید را سفید در برابر رهبرانشان بیان کنند. اکنون نیز، در ولسوالیهای زیر کنترل طالب، مردم زندهاند؛ اما زندگی نمیکنند.