سفر هیئت مشترک افغانستان و سیاسیهای افغانستان به قطر، در حالی صورت میگیرد که طالبان در میدان جنگ به دستآوردهایی دست یافته اند و در ضمن، پیشنهادی نیز برای آتشبس دارند؛ این یعنی، طالبان به لحاظ نظامی، دیگر نیاز چندانی به پیشروی نمیبینند و با کنترل مناطق روستایی، میخواهند طرح سیاسی شان را دنبال کنند.
نادر نادری، رییس کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی، دو روز پیش اعلام کرد که طالبان، طرح آتشبس سهماههای را در بدل رهایی هفت هزار زندانی این گروه و حذف رهبران طالبان از فهرست سیاه سازمان ملل، به دولت افغانستان داده اند. طبق برخی گزارشها، طالبان ضمن این طرح، طرح سیاسیای را نیز روی دست دارند که در آن، بازبینی قانونی اساسی و تشکیل نظام بعدی افغانستان، تعریف شود.
شرایط بهوجودآمده، طالبان را در موقعیت بهتری قرار داده است. واردشدن از این موقف در گفتوگو، ضعف دولت است و هیئت متشکل از سیاسیها و دولت که صلاحیت تصمیمگیری به آن داده شده، دلهرههای احتمالیای از شایعات در مورد پذیرش طرح طالبان را به وجود آورده.
جمعی از چهرههای سیاسی حکومتی و غیرحکومتی، دیروز وارد قطر شدند. هیئت سفرکرده به قطر، با این پیشفرض همیشگی رفته است که جنگ راه حل نیست و باید راهی برای رسیدن به صلح جستوجو شود. آن چه قابل نگرانی است، این است که با این پیشفرض موجود، صلح به قیمت تندادن به خواستهای طالبان به دست نیاید.
رهایی نزدیک به شش هزار زندانی طالب که مقامات حکومتی بارها آن را اشتباه سیاسی خواندند، میدان جنگ را چند برابر داغتر کرد و پیروزیهایی را برای طالبان رقم زد. اگر چنین اشتباهی تکرار شود و دولت تن به آتشبس سهماههای بدهد که هزینهاش رهایی هفت هزار زندانی طالب باشد، طالبان در این فرصت، نفوذ شان را بر مناطق تحت کنترل خود افزایش میدهند و با تجدید قوا و امکانات نظامی، میدان جنگ را دوباره به نفع خود رقم میزنند.
مقاومت مردم در شهرها و انگیزهی کافی برای مقابله در برابر طالبان، فرصت طلاییای به دولت داده است. مردم، از قوانین دستوپاگیر طالبان خسته اند و اگر از سوی دولت حمایت کافی شوند، طالب را در مناطق شان نابود میکنند. اگر اکنون صدای اعتراضی از مناطق تحت کنترل طالب به گوش نمیرسد، بیانگر قوهی قهر و استبدادی است که طالبان بر مردم اعمال میکنند و مردم نیز در ناامیدی از دولت، به زندگی خفتبار زیر حاکمیت طالب تن داده اند.
دولت، نخست باید میدان جنگ را تغییر بدهد. این که طالب پیشنهاد آتشبس را شرط بگذارد، طرحی برای تغییر نظام ارایه کند و یا تصمیم بگیرد که چه وقت گفتوگو کند و چه وقت نکند، این برخورد از مرجع قدرت است. این مرجع، باید با حملههای نظامی بر این گروه، آسیب ببیند. در صورت پابرجابودن این اعتمادبهنفس نظامی و سیاسی در طالبان، گفتوگو به نفع این گروه است و از دولت انرژی و امتیاز بیشتری میگیرد.
هیئتی که به قطر رفته، باید این را به خاطر داشته باشد که مردم آماده اند با چنگودندان از ارزشهای موجود و حرمت انسانی شان دفاع کنند. این هیئت که همیشه صلح را بهتر از جنگ دانسته، باید صلح را از تسلیمی تفکیک کند و با استدلال به وضعیت غیر قابل مهار، تن به صلح خفتباری ندهد که ارزش تمام مقاومتهای نیروهای امنیتی-دفاعی و مردم را نابود کند.
درست است که طالب بر بیشتر مناطق روستایی قدرت دارد؛ اما قدرت نظامی حاکم در شهرها اگر مدیریت شود و انگیزهی کافی برای اعمال آن علیه طالب به وجود بیاید، میتواند وضعیت را تغییر داده و طالب را در جایگاه ضعف قرار دهد. صلح، زمانی اتفاق میافتد که دو طرف از جنگ خسته باشند و یا یکی از طرفها، بر میدان جنگ به قدری حاکم باشد که طرف دیگر را مجبور به تندادن به صلح کند. فعلا با این که طالبان نسبت به گذشته مناطق بیشتری را در روستاها به دست آورده اند؛ اما هیچ کدام طرفها، آن چنان که باید بر وضعیت مسلط نیستند، خستگی هم که هنوز در دو طرف جنگ به خصوص طالب دیده نمیشود. در این شرایط، دولت، نباید تبدیل به طرفی شود که از ضعف تن به صلح میدهد. دولت این امکانات را دارد که طالبان را در جایگاه ضعیف تقلیل دهد و خواستهایش را تا اندازهای بر این گروه اعمال کند. این، زمانی به دست میآید که نخست، با حملههای نظامی، میدان جنگ را از کنترل طالب بیرون کند و بعد، طرحی پیش روی بقایای آن بگذارد که یا بپذیرند و یا به سرکوب بیشتر تن بدهند.