صلح، مرده‌ای که زنده نمی‌شود

صبح کابل
صلح، مرده‌ای که زنده نمی‌شود

پاکستان، لانه‌ی گروه‌های تندرو و رادیکال منطقه است؛ اما سیاست‌مداران این کشور، همواره از کاهش خشونت و ثبات در افغانستان سخن زده و داعیه‌ی حمایت صمیمانه، از برقراری صلح دارند. دوگانه بازی‌ای که به نظر می‌رسد، به زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا در امور صلح افغانستان نیز سرایت کرده است؛ چون امروز مشخص شد که سران حکومت وحدت ملی در افغانستان نیز برداشت دوگانه از چرایی سفر او به کابل دارند. یکی سفر خلیل‌زاد را برای فراهم‌سازی شرایط، جهت از سرگیری مذاکره‌های صلح دانسته و دیگری، برای آزادی استادان زندانی امریکایی، استرالیایی و انس‌ حقانی.
این دومین سفر نماینده‌ی امریکا در یک ماه گذشته به پاکستان است که به نظر می‌رسد، بیشتر برای رهایی زندانیان در بند دو طرف انجام شده است تا برای از سرگیری مذاکرات صلح؛ چیزی که توسط مشاور امنیت ملی حکومت افغانستان نیز تأیید شده است.
اما اگر سفر خلیل‌زاد به اسلام‌آباد و کابل به این منظور انجام شده باشد، دیدار او با سران ناتو و روسیه به چه منظور بوده است؟ به نظر می‌رسد که اگر شرایط تغییر نکند و تحول تازه‌ای به میان نیاید، بازگشت امریکا به ادامه‌ی مذاکرات صلح دشوار باشد. این را از رویکرد جدید حکومت افغانستان هم می‌توان فهمید که به تازگی، شرط برقراری یک‌ماهه‌ی آتش‌بس را مطرح کرده است. در حالی که پیش از این، پیش‌شرطی مطرح نبوده و حکومت بارها از طالبان خواسته بود که بدون قید و شرط به مذاکرات صلح بین‌الافغانی تن دهند.
حکومت افغانستان و طالبان به یک‌دیگر باور ندارند؛ برای همین، حکومت که این روزها موقعیت بهتری در جنگ دارد؛ برای مذاکرات صلح پیش‌شرط مطرح کرده است. چیزی که خواسته‌ی امریکا و کشورهای عضو ناتو که حامی حکومت اند، نیز است.
عمران‌خان، نخست‌وزیر پاکستان نیز گفته است که صلح پایدار در افغانستان و پیش‌رفت‌های درازمدت و رفاه اجتماعی در منطقه، به سود منافع ملی پاکستان است؛ در حالی که عمل‌کرد این کشور، در بیش از چند دهه، نشان می‌دهد که عمق استراتیژیک پاکستان در افغانستان به ناامنی، جنگ، افراط‌گرایی و کشتار وابسته است. پاکستان هیچ وقت خواهان آرامش، ثبات و صلح در این سرزمین نبوده است. برای مردم و سیاست‌مداران افغانستان تا زمانی که خود پاکستان گام‌های عملی را برای عدم حمایت، آموزش، تجهیز و تمویل گروه‌های تروریستی بر نداشته و تمام کانال‌های ارتباطی مالی، تسلیحاتی و پایگاه‌های تروریزم را نبندد، حرف‌های آنان باور کردنی نخواهد بود. پاکستان اگر صادق است، بر گروه‌های افراطی و تروریست‌هایی که سال‌ها به آن‌ها پناه داده و به عنوان ابزار برای ناامن کردن افغانستان و کشتن مردم استفاده کرده است، بگوید که با پذیرفتن پیش‌شرط‌ها به سر میز مذاکره برگردند و تا زمانی ‌که صلح به نتیجه نرسیده است، اسلحه‌ی خود را به زمین بگذارند.
طالبان در گذشته نشان دادند که با ادبیات مذاکرات صلح آشنا نیستند؛ تا زمانی که این گروه نفهمد مذاکرات بدون آتش‌بس نتیجه‌ نمی‌دهد، از سرگیری گفت‌وگوهای صلح نیز دشوار خواهد بود. به جز آتش‌بس، تحول تازه، آزادی زندانیانی خواهد بود که یکی از آن‌ها «انس حقانی» است. او که برادر معاون رهبر طالبان است و آزادی‌اش هر چند برای حکومت و مردم افغانستان بسیار سخت خواهد بود؛ اما اگر مذاکرات صلح وابسته به آن باشد، بهتر است حکومت، پس از نظرخواهی از مردم، در این باره تصمیم بگیرد؛ برای آن که مردم بارها و بارها، خواهان اعدام انس شده اند. برای صلح و آرامش، نیاز به قربانی نیز است و در صورت فراهم بودن تمام زمینه‌ها برای از سرگیری مذاکرات، از جمله آتش‌بس و دوری از خون‌ریزی و انتحار، باید دو طرف آماده‌ی از خودگذری و قربانی باشند.
طرح هفت‌مرحله‌ای صلح رییس‌جمهور، دو برداشت متفاوت از سفر خلیل‌زاد به کابل و روند این طرح نشان می‌دهد که مهم‌تر از هر چیزی، هماهنگی و رسیدن به اجماع داخلی است. اگر چنین نشود، حضور در گفت‌وگوها، از موقف ضعف خواهد بود.