دلهره، اضطراب و نگرانی گویا همزاد این جغرافیا است و قرار نیست که دست از سر مردم افغانستان بردارد. با وجودی که مردم بسیار ناراحت از تبادلهی اسرای طالبان با استادان امریکایی بودند و آن را نوعی دهنکجی به خون سربازان و قربانیان حملههای تروریستی کشور میدانستند؛ اما این معامله در نهایت انجام شد. جالب است که گفته میشود، استادان امریکایی در طول سه سال، در ولایت زابل زندانی بوده اند که نشان از ضعف شدید اطلاعاتی و عدم کنترل حکومت و نیروهای بینالمللی بر اوضاع دارد. تبادله هم در ولسوالی نوبهار زابل در حالی انجام شد که دو روز بین طالبان و نیروهای امریکایی آتشبس اعلام شده بود. در معادلهی تبادلهی اسیران، معمول است که افراد دربند، به صورت همزمان تبادله میشوند، مگر آن که جریانی کاملا بر جریان مسلط باشد تا اسیرش زودتر آزاد شود. در جریان این معامله نیز، چنین چیزی دیده شده است؛ چرا که ابتدا انس حقانی و طالبان آزاد شدند، بعد از آن استادان امریکایی تحویل داده شدند. سالها سیاست نامشخص و گاهی حتا همزادپنداری زمامداران با گروههای تروریستی، عدم تجهیز هوایی و کامل نیروهای دفاعی افغانستان از سوی نیروهای بینالمللی، باختن جنگ تبلیغاتی به دشمن و تعریف نشدن واضح و روشن دوست و دشمن در نظام افغانستان، کار را به جایی رساند که امروز یک گروه در تمام موارد دست بالاتر و برتر نسبت به حکومت و کل نیروهای بینالمللی داشته باشد.
پس از آزادی انس حقانی از زندان، ارگ اعلامیه داد که مقامهای امریکایی تعهد داده اند که با حکومت افغانستان از نزدیک کار کنند. سؤال این است که اگر حالا امریکاییها میخواهند برای کاهش خشونتها و برقراری آتشبس یکجا با حکومت افغانستان کار کنند، چرا پیش از این این کار را انجام ندادند؟ سؤال دیگر تعهد طالبان به امریکاییها و حکومت افغانستان در قبال آزادی انسحقانی است. از قرار معلوم، طالبان در این زمینه تعهدی نسپرده اند؛ برای همین امریکاییها به حکومت گفته اند که در صورت بروز خشونت از سوی طالبان، با حکومت همکاری خواهند کرد. تا کنون هیچ کسی به این سؤال که انس به کجا خواهد رفت؛ پاسخ نداده است. پشت میز گفتوگوهای صلح یا سنگرهای جنگ؟
دلهره و نگرانی شدید دیگر مردم، جنجال انتخابات است که هر چه میگذرد، چیزهای تازهای پیدا میشود. در روزهای گذشته اسنادی به دسترس رسانهها قرار گرفته است که نشان از ماهها رأیدهی دارد. شواهد دیگری نشان از آن دارد که انتخابات احتمالا به دور دوم خواهد رفت. مسألهای که اگر تا دیروز یک شائبه بود، امروز دیگر نزدیک به واقعیت است. انتخاباتی که شاید در زمستان برگزار شود تا حضور مردم کمرنگتر از هر زمان دیگری ثبت شود. نامزدان و تیمهای انتخاباتی نیز طبق تقسیم اوقات و منظم، هر روز حرف تازهای میگویند تا تنور ملتهب انتخابات افغانستان همچنان گرم بماند.
روز گذشته، محمد محقق گفت که مدیریت انتخابات از کنترل کمیسیون خارج است و دوستم نیز تهدید کرد که اگر وضع به همین منوال باشد، اوضاع کشور بدتر از روزهای آخر حکومت داکتر نجیبالله خواهد شد. این به معنای به بنبست رسیدن نه تنها انتخابات که نظام سیاسی در این سرزمین است. حکمتیار هم تهدید کرده است که اگر چنان نشود، کسی حق اعلام نتیجهی انتخابات را ندارد. این همه جنجال و بلوا یکطرف، اعلام پایان شاخهی خراسان داعش در افغانستان طرف دیگر. جایی که قرار است دو هزار از نیروهای داعش به حکومت تسلیم شوند. جالب است که حضور داعش تنها در ننگرهار نه که در ولایتهای دیگر نیز گسترده است. از آنجا که ثابت شده است، گروههای تروریستی در افغانستان دچار اختلافهای درونی شده اند، تکلیف شاخههای دیگر این گروه در ولایتهای دیگر افغانستان چه خواهد شد؟ اگر داعش همین دو هزار نفر است، چرا حکومت و نیروهای بیناللملی تا کنون نتوانسته بودند، بر آنها پیروز شوند؟ چطور این گروه، با دو هزار نیرو توانسته بود، این همه فاجعه در کشور خلق کند؟ اگر داعش گستردهتر از این است، تکلیف باقی آن چه خواهد شد؟