انتخابات و امپراتوری امریکا

ابوبکر صدیق
انتخابات و امپراتوری امریکا

نویسنده: رون جاکوبس

منبع: Counter Punch

برگردان: ابوبکر صدیق

زمانی که بحث کاهش نیروی نظامیان امریکا به عنوان یک چشم‌انداز مطرح است، روند فعالیت وزارت دفاع امریکا در چهار سال گذشته، یعنی یک دوره‌ی ریاست جمهوری قابل بحث است، نه به این معنا که اعمال ویژه‌ی قانون، تاثیری بر انگیزه نظامی نداشته است. در حالی که جریان نظامی جنگ و خریدار اسلحه یک روند جدا است؛ اما هیچ پیشرفتی در جنگ‌های طولانی افغانستان و عراق به دست نیامد.
هر دو کشور؛ عراق از ۱۹۹۱ و افغانستان از ۱۹۷۰ وارد فاز تنش نظامی شدند. نظامیانCIA، نیروهای خاص امریکا، گرین ‌بریت (Green Berets,) سیالز، رنجر با پیمان‌کاری پنتاگون به صورت دوام‌دار در عملیات بودند.
علاوه بر این دو کشور، کشورهای زیادی در جهان به لیل خصومت‌ها میزبان نیروهای امریکایی‌ اند. ناوگان امریکا در کشورهای خلیج فارس مستقر است؛ کوریای جنوبی، برخی از کشورهای امریکای مرکزی و شاخ افریقا و در نهایت هزارها سرباز امریکایی در کشورهای اروپایی، جاپان و در کشورهای امریکای لاتین حضور دارند.
بیش‌تر این حضور به دلیل دشمنی با روسیه در اروپا است. کشورهای ونزویلا و بولیویا در امریکای جنوبی، ناکاگیرو و کوبا در امریکای مرکزی؛ هرچند شرایط امتحانی نشان‌داده است که این کشورها دشمنی ندارند و این حضور به اساس بارزاریابی منابع است. در کشورهایی؛ مانند وینزویلا، کوبا، بولیویا، ایران و ممکن در ناکاراگوا تنش‌های داخلی حکومت‌داری است و نیازی به حضور امپراتوری امریکا نیست.
پس از رسیدن دونالد ترامپ به قصر سپید. برخی‌ها او را رییس‌جمهور ضد جنگ می‌شناختند؛ زیرا او جنگ تازه‌ا‌ی را آغاز نکرد؛ علاوه بر آن نیروها را در عراق و افغانستان کاهش داد؛ اما (جنگ‌‌ها بعدا شعله‌ور شد) با کاهش نیروها، تلفات غیرنظامیان در افغانستان و عراق نیز پایین آمد. هرچند صرف‌نظرکردن از یک پایگاه نظامی در سوریه؛ کشوری که امریکا ناخواسته وارد جنگ داخلی آن شده بود و خشونت‌ها و تلفات غیرنظامیان نتیجه‌ی مداخله امریکا دانسته می‌شود که بنا به دلایل سیاسی جهان در ۲۰۱۱ صورت گرفت. در زمان حکومت اوباما این اعتراضات، کشورهای عربی را متعجب کرد.
در این حاشیه، دونالد ترامپ شاید مداخله‌ی خود را فراموش کرده باشد، (هدف‌قراردادن سلیمانی) و کشتار یمنی‌ها توسط عربستان با بم‌های ساخت امریکا و بم‌هایی که نیروهای امریکایی به حمایت از سعودی در یمن ریختند؛ اگر یک طرف متوجه امریکا در جنوب است؛ اما ناوگان امریکایی که نفت را انتقال می‌دادند و هم‌چنان نیروهای استخباراتی امریکا در کولمبیا، فراموش نشده ‌اند. ظاهرا نیروهای امریکایی به حمایت از نظام که به اساس رای مردم روی کار آمده بود، در بولیو مستقر شدند. این بخش از تلاش امریکا برای بولیایی‌ها در کاراکاس و لاپاز بود که در سال ۲۰۱۹ به دلیل بحرانی‌شدن انتخابات، تنش‌ها بالا گرفت. به اساس گفته‌های پنتاگون، امریکا در بیش از ۱۵۰کشور جهان سرباز دارد؛ نزدیک به ۱صد و ۶۵ هزار نظامی که در بیرون از ایالات متحده امریکا حضور دارند؛ مدرک پنتاگون در ۷ آگست ۲۰۲۰ نشان می‌دهد؛ آماری که شامل نظامیان امریکا در افغانستان و عراق نیست.
نزدیک به ۴۵ هزار سرباز امریکایی، به دور از چشم امریکایی‌ها، پنهانی در جنگ‌های بیرون‌مرزی مشغول اند. یکی از سربازان جوان که تازه از وظیفه برگشته بود، به من گفت: ۴۰ هزار سرباز امریکایی آموزش‌ یافته اند تا مردم را بکشند، بدون این ‌که به کسی پاسخ‌گو باشند. شماری از نظامیان که تازه به رخصتی برگشته‌ اند از حملات شبانه در افریقا روایت دارند که از طرف شب به جست‌وجوی خانه‌ها می‌رفتند، جوانان را در خواب بازداشت می‌کردند. کار اشتباه در مکان اشتباه و زمان اشتباه صورت می‌گیرد.
ظاهراَ در زمان رونالد ریگان تنش‌ها اندک گفته شد؛ اما روشن است که تنش‌ها در منطقه اندک نبود. در حقیقت هزارها ناکاگوینی، سلوادوری و گواتمالیایی به دلیل مداخلات نظامی امریکا قربانی شدند. گراندا هنوز درگیر تنش است. آخرین‌بار امریکا در جنگ برابر شوروی در افغانستان مداخله کرد و حمایت تسلیحاتی در چهار سال از سوی حکومت ریگان ادامه داشت.
حمایت از جنگ‌‌های امریکا مرکزی، توسط رییس پیشین سیا تا آغاز ریاست‌جمهوری بوش در ۱۹۸۸، حمایت امریکا از جنگ خونین عراق با ایران و در نهایت کشتار صدام حسین -رهبر عراق- به بهانه‌ی مداخله در کویت و مداخله‌ی بوش پدر در جنگ پانامه که منجر به بازداشت رهبر آن شد؛ بوش در جست‌وجوی پایان‌دادن به توافق‌ پانامه بود.

برگشت عراق و کویت
این درست که صدام حسین اشتباه کرد، بوش در ۱۶ جنوری ۱۹۹۱ به هزار سرباز امریکا دستور حمله به بغداد مرکز عراق را صادر کرد؛ آغاز یک اشغال. ‌کلینتون در قصر سفید میان ارعاب و ترس، خواهان حملات نظامی بود. در کنار استفاده از موشک‌ها کروس، در عراق و سودان، نیروهای هوایی امریکا لحظه‌به‌لحظه عراق را بم‌باران می‌کرد.
حمله به افغانستان در ۲۰۰۱ و به عراق در ۲۰۰۳ صورت گرفت و اکنون که من این یادداشت را می‌نویسم، جنگ‌ها ادامه دارد. جنگ‌ جهانی‌ای که بوش در برابر تروریزم آغاز کرد، در حال حاضر مسوولیتی است به دوش نیروهای امریکایی باقی ‌مانده است. در زمان بارک اوبا هزار‌ها تن توسط هواپیمایی بدون سرنشین کشته شدند، نظامیان امریکایی در لیبی و سوریه مستقر شدند.
دونالد ترامپ به این سناریو تغییری وارد نکرد؛ افزون بر آن جنگ تازه را با روسیه و چین راه انداخت. اخیرا مایک پاپمپیو در تلاش توافق روی پایگاه یک ناو‌ در یونان است. این برنامه در وقفه دو جنگ جهانی توسط امریکا روی دست گرفته شد. اکنون امریکا می‌خواهد کنار دریا بالاستیک، سیاه و اژه ایست‌ ناوه‌ داشت باشد و پولند، یکی از متحدان به عنوان حایل میان جرمنی و روسیه مد نظر است.
اهداف بالا نمایان‌گر دامن‌زدن به جنگ در کشورهای بیرونی است؛ تنش‌های اندک در برخی از کشورها توسط واشنگتن شعله‌ور شد و در دوره‌‌های مختلف ادامه یافت و در حکومت ترامپ هم‌چنان به پیش‌ رفت، هزینه‌ی نظامی افزایش یافت و بیش‌تر آن به تولید سلاح اختصاص یافت. ترامپ مانند سایر رییس‌جمهورها، تاکید به نقش و هیبت امپراتوری امریکا داشت. انتخابات اخیر نمی‌تواند این موضوع را عوض کند. ما این را می‌دانیم که نظام سرمایه‌داری در هر حالت به منابع سرمایه می‌اندیشد؛ حتا در جنگ!