رهایی طالبان؛ به معنای صلح نیست

صبح کابل
رهایی طالبان؛ به معنای صلح نیست

نویسنده: محمدزمان سیرت، دانش‌آموخته‌ی فلسفه و جامعه‌شناسی

بحران افغانستان وارد مرحله جدیدی شده است که هر چند از آن به عنوان «تطبیق توافق‌نامه صلح» یاد می‌شود؛ اما این مرحله نیز در مسیر جنگ 19ساله‌ی این کشور، از زمان حمله‌ی نظامی امریکا بعد از حوادث تروریستی یازدهم سپتامبر است. بحران افغانستان باید در دو فاز «اختلافات رهبران افغانستان ناشی از یک انتخابات مسخره» و «جنگ داخلی (جنگ با تروریستان به خصوص طالبان)» دیده شود؛ چرا که تفکیک‌سازی و عدم در نظر گرفتن پیوند این دو عامل در روند این بحران، از اساس می‌تواند هرگونه ارزیابی و تحلیلی را در مسیر گمراه‌کننده قرار دهد. جنگ 19ساله‌ی افغانستان از آن‌جا اهمیت بیش‌تری می‌یابد که تا کنون هیچ نتیجه‌ی ملموس و قانع‌کننده‌ای برای افکار عمومی و طرف‌های درگیر نداشته و این سرزمین مصیبت‌زده را هم ویرانه‌تر و فروریخته‌تر از همیشه کرده است.

دور نهم مذاکرات «زلمی خلیلزاد» نماینده‌ی ویژه امریکا در امور افغانستان که به «مرد توطئه‌های پشت صحنه‌ی سیاسی افغانستان» مشهور است، با نمایندگان گروه طالبان در «دوحه»، همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، به مرحله‌ی نهایی و توافق مشترک رسید و توافق‌نامه بین طالبان و امریکا به امضأ رسید. از قول خلیلزاد و مقامات ارشد افغانستان، نماینده‌ی امریکا در این نشست تنها یک کپی از توافق‌نامه را به سمع نظر وی رسانده و حتا از تحویل آن به دولت کابل به بهانه‌ی این که تا زمان امضای آن توسط ترامپ نباید مفاد آن لو برود، حتا از تحویل این کپی به بالاترین مقام حقوقی افغانستان اجتناب کرده است. این در واقع یک پیام بسیار روشن دارد و آن این که از طرف امریکایی‌ها، دولت کابل و دستگاه ارگ ریاست‌جمهوری هیچ صلاحیت قانونی و اعتباری برای دخل و تصرف در معاهده و معامله بین واشنگتن و طالبان نداشته و آنان، در موقعیت تصمیم‌گیری برای بزرگ‌ترین معضل و موضوعی که به کشور شان ربط پیدا می‌کند، فاقد مشروعیت استند.

بارها گفته شده است و دوباره بر این نکته تأکید می‌شود که اصولا مذاکرات موسوم به صلح افغانستان در چارچوب نشست‌های دوره‌ای نماینده‌ی واشنگتن در امور افغانستان با طالبان، بیش از آنچه معطوف به صلح و مصالحه‌ی ملی باشد، تنها مسیری در جهت مدیریت بحران و تنطیم مناسبات بین امریکا با بازیگران داخلی افغاستان بوده است. در طی 19 سال گذشته رهبران واشنگتن با آزمون و خطا، بارها طرح‌های متفاوتی را در چارچوب مشروعیت دولت دست‌نشانده و نیروهای هم‌پیمان خود در مبارزه با طالبان آزموده اند و توفیقی برای موفقیت حاصل نکرده اند. حالا آنچه هرگز اهمیتی برای واشنگتن ندارد، موضوع صلح و روندهای دمکراتیک در این سرزمین است.

زلمی خلیلزاد در جواب منتقدانی که چرا دولت و ملت افغانستان از پروسه‌ی صلح و مذاکرات دوحه حذف شده و به نوعی دور زده شده اند، به صراحت گفته است «این موافقت‌نامه‌ی آن‌ها (حکومت افغانستان) با طالبان نیست، بلکه این موافقت‌نامه‌ی ما (امریکا) است با طالبان… دروازه را باز کردیم برای مرحله‌ی بعدی (مذاکرات دولت با طالبان)» و به روشنی اهداف واشنگتن از مفهوم صلح را با اهداف حتا دولت کابل در این خصوص جدا کرده است.

طبق این قرارداد، گفته می‌شود که در ازای تعهد طالبان برای حفظ آرامش در ولایات «پروان» و «کابل» طرف امریکایی هم متعهد می‌شود که در عرض 135 روز نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کرده و پنج پایگاه از هفت پایگاه نظامی خود را هم تعطیل کند. این فقط ظاهر صورت مسأله‌ی قرارداد صلح است که این روزها به کرات از آن صحبت می‌شود؛ بُعد دیگر مسأله‌، رهایی 5000 طالب‌ از زندان‌های کشور است که در قسمت‌ رهایی ارقامی که قرار است به زودی آزاد شوند هم چندگونه‌ گویی‌هایی وجود دارند؛ طالبان رهایی 5000 زندانی را شرط آغاز گفت‌وگوهای بین‌‌الافغانی می‌دانند که طبق گفته‌های مقامات کشور، هیأت تخنیکی طالبان  فعلا در کابل حضور دارند. بدون تردید که رهایی زندایان طالب تا چند روز دیگر عملی خواهد شد؛ اما رهایی این زندانیان چالش‌برانگیز تلقی می‌شود؛ چون پروسه‌ی رهایی زندانیان طالب برای افکار عامه روشن نیست و جهت دیگر تضمین‌ها که برای رهایی زندانیان یاد می‌شد، در ابهام و کاملا گنگ است و هیچ تضمین عینی‌ای وجود ندارد که زندانیان دوباره به سنگر‌های جنگ برنمی‌گردد و مهم‌تر از آن، یک نوع  نادیده گرفتن زحمات و قربانی‌های مردم افغانستان بخصوص نیروهای امنیتی است که با خون خود، این‌ها را به پنجه‌ی قانون تسلیم کردند؛ اما حالا بدون کدام توجه جدی در این عرصه، بر اساس توافقی که افغانستان کوچک‌ترین نقشی در آن ندارد، طالبان آزاد می‌شوند. این موضوع زمینه‌ی عدم اعتماد بین دولت و ملت را فراهم می‌کند و در صورتی این زمینه محدود می‌شود که پروسه‌ی رهایی‌ زندانیان روشن و در معرض دید عامه‌ی مردم انجام شود. نکته‌ی مهم این است که رهایی زندانیان طالب به معنای صلح نیست، بلکه استمرار جنگ به شکل دیگر است.