دور نهم مذاکرات امریکا با طالبان پایان نیافته است. آنچه دو طرف توافق کرده اند، در مورد خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و قطع رابطهی طالبان با القاعده و سایر گروههای تروریستی بوده که طالبان اجازه ندهند، سایر گروههای تروریستی از افغانستان بر ضد امریکا و متحدانش استفاده کنند. بر بنیاد گزارشها دو طرف در مورد موضوعات یاد شده به توافق رسیده اند.
بی بی سی، گزارش داده، یک منبع طالبان به آنها گفته است که در این نشست میان دو طرف بحث شده که «چه افرادی در مذاکرات بینالافغانی از طرف افغانستان پشت میز مذاکره با طالبان بنشینند.» اگر این حرف واقعیت داشته باشد که در دوحه امریکاییها با طالبان در مورد اعضای هیأت مذاکرهکننده گفتوگو و تصمیم میگیرند، این به معنای این است که دوحه مرکز معامله میان طالبان و امریکاییها است.
امریکاییها پیش از این گفته بودند که تنها در مورد خروج نیروهای شان از افغانستان و تعهد گرفتن از طالبان برای قطع رابطه با سایر گروههای تروریستی، مذاکره میکنند و به مسایل داخلی و تصمیمگیری در مورد دولت آینده، دخالت نمیکنند.
نکتهای که در گزارش بی بی سی مطرح شده، این ادعای امریکا را نقض میکند و روشن ساخته که امریکا با طالبان در مورد اعضای هیأت مذاکرهکننده با طالبان تصمیم میگیرد که چه کسانی عضو این هیأت باشند.
این درحالی است که چند شب پیش، محمد اشرف غنی، در گفتوگو با طلوع نیوز، گفت که هیأت مذاکره با طالبان مشخص شده؛ اما به دلیل تکرار نشدن تجربهی نشست ابوظبی، از نشر نام اعضای آن خودداری شده است.
در مورد تعداد اعضای هیأت مذاکرهکننده، میشود که نظر طالبان را به عنوان یک طرف مذاکره و برای نتیجهبخش بودن تلاشهای صلح گرفت؛ اما در مورد اعضای هیأتی که از کابل با طالبان مذاکره خواهند کرد، دلیلی وجود ندارد که نظر طالبان خواسته شود و در مورد آن بحث صورت بگیرد. تعیین اعضای هیأت مذاکره با طالبان، تنها حق دولت و مردم افغانستان است.
اگر در نشست دوحه، خلیلزاد با طالبان در مورد اعضای هیأت مذاکره با طالبان گفتوگو کرده باشد، به این معنای این است که امریکا به بام صلح و تسریع آن به نفع طالبان تسهیلگری میکند. اگر چنین نیست؛ چرا باید در دوحه، امریکا با طالبان، در مورد اعضای هیأت مذاکره با طالبان گفتوگو کند.
تا حالا آنچه به نام گفتوگوهای صلح یاد میشود، مذاکرات امریکا با طالبان در مورد خروج نیروهایش از افغانستان و قطع رابطهی این گروه با گروههای تروریستی دیگر بوده است.
چارچوب مذاکرات نیز طوری طراحی شده که این مسایل مربوط به امریکا و طالبان در نظر گرفته شده است. مذاکرهی بینالافغانی، آتشبس، ساختار و ماهیت حکومت آینده، شامل بخش دوم گفتوگوهای صلح است.
خلیلزاد، بارها تأکید کرده است که این بخش مربوط به افغانهاست و امریکا به آن دخالت ندارد.
با آن که چارچوب مذاکرهی صلح اینگونه است؛ اما بزرگترین نگرانی از وجود یک معامله میان امریکا و طالبان این است که هر دو جانب بدون آشکار کردن آن، توافق کنند که در نتیجهی آن، طالبان را بر مردم افغانستان حاکم کند یا سناریوی صلح طوری پیش برود که طالبان را امتیاز بدهد.
قضیه از این جهت پیچیده است که امریکا از نقش دولت در مذاکره با طالبان حمایت روشن نمیکند. سناریوی صلح را طوری میخواهد باشد که دولت نه به عنوان طرف اصلی مذاکره با طالبان، بلکه شریک مذاکره باشد؛ اما نقش برجسته نداشته باشد. این رویکرد موضع دولت را تضعیف میکند و سبب میشود که موضع واحد در کابل برای مذاکره با طالبان شکل نگیرد.
نادیده گرفتن نقش دولت و بزرگنمایی طالبان، سبب دامن زن اختلاف در میان سیاسیون و رهبران سیاسی شده است. حلقات مخالف حکومت و گروههای سیاسی، بدون این که به موفقیت مذاکره با طالبان اهمیت بدهند، در پی فرصتی اند که چگونه از سناریوی مذاکره با طالبان امتیاز بگیرند. این مسأله، مداخلهی کشورها را از طریق اشخاص سیاسی فراهم کرده و طالبان نیز با استفاده از این آشفتگی سود برده اند.
اگر امریکا میگوید که در روند صلح مداخله نمیکند، باید به این اصل احترام گذاشته شود که هیأت مذاکره با طالبان از مردم و دولت افغانستان نمایندگی کند. کار مؤثری که امریکا میتواند انجام دهد، این است که زمینهسازی برای تقویت طالبان نکند. اگر میخواهد از خود در افغانستان میراث خوب بگذارد؛ باید به نقش دولت و تشکیل یک هیأت بااعتبار ملی اهمیت بدهد.
نکتهی مهم این است که هیأت مذاکرهکننده با طالبان باید نمایندگی از دولت و مردم افغانستان کند. مسألهی طالبان تنها با دولت نیست. این گروه خواستهایی را مطرح میکنند که زندگی مردم را متأثر میکند. «امارات اسلامی» را که این گروه خواهان احیای آن است و روایتی که از مذهب دارد، محدودیتی را که برای زنان میخواهند و آزادیهای اجتماعی مردم را که نادیده میگیرند، مسایلی اند که به سرنوشت مردم بر میگردد. باید در هیأت مذاکره با طالبان نمایندگان زنان، نیروهای دموکرات و نمایندگان اقوام به ویژه، نمایندگان اقلیتهای قومی و مذهبی نقش داشته باشند.