دانشگاه یا داعش‌گاه؛ اعتراف استاد دانشگاه کابل در حمایت از گروه داعش در افغانستان

مانی مشکین‌قلم
دانشگاه یا داعش‌گاه؛ اعتراف استاد دانشگاه کابل در حمایت از گروه داعش در افغانستان

یک استاد دانشگاه کابل با دو تن از دانشجویان در اعترافی می­گویند، در دانشگاه و مساجد در پی جلب و جذب نیرو برای داعش بودند.

به گفته‌ی ریاست امنیت ملی افغانستان، این افراد در حملات بر کلپ ورزشی میوند در غرب کابل، حمله بر کارمندان ریاست اصلاحات اداری و شماری از حملات انتحاری در کابل نیز دست داشتند.

«زمانی که به ننگرهار رسیدیم، با جمعیت زیادی از شاگردان مولوی متوصل، روبه‌رو شدیم که برای پیوستن به گروه داعش از سوی او جذب و تشویق شده بودند. چهار شخص تاثیرگذار با رهبری شیخ متوکل ، مولوی مبشر، مولوی معروف راسخ و ظاهر داعی، از جمله افرادی استند که جوانان زیادی را به افراط‌گرایی و  پیوستن به گروه داعش تشویق می­کنند. ما نیز از کابل رفته بودیم تا از نزدیک با آن‌ها ملاقات کنیم.»

این جملات بخشی از اعترافات یک استاد دانشگاه کابل با دو دانشجوی این دانشگاه است، که از سوی امنیت ملی دست‌گیر شده‌اند.

این افراد به اتهام تشویق جوانان و دانشجویان دانشگاه کابل، به افراط‌گرایی و پیوستن به گروه داعش دستگیر شده‌اند. اتهام دیگر این افراد، همکاری در حملات انتحاری بر کلپ ورزشی میوند در غرب کابل، حمله بر کارمندان ریاست اصلاحات اداری در حوزه‌ی ششم و حمله بر میدان هوایی کابل در سال 1395 است.

در ویدیویی که از سوی امنیت ملی منتشر شده است، از این افراد به نام‌های استاد مبشر مسلم‌یار استاد دانشگاه کابل، احمد طارق، فرزند جنت‌گل و احمد فاروق، فرزند جنت‌گل، دو دانشجوی فارغ‌شده از دانشگاه کابل یاد می­شود.

گرچند این اولین بار نیست که برخی از استادان و دانشجویان دانشگاه کابل به اتهام افراط‌گرایی و همدستی با گروهای ترورستی‌ای چون طالبان و داعش دستگیر می­شوند؛ دوسال قبل (1396) یک استاد مضمون ثقافت این دانشگاه که قصد انجام حمله‌ی انتحاری را داشت توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد.

وزارت تحصیلات عالی در در آن زمان گفته بود که تفکر داعشی و تندروانه قصد نفوذ در تمامی نهادهای افغانستان را دارد که تحصیلات عالی نیز در این زمینه استثنا نیست.

برخی از تحلیل‌گران، دانشکده‌ی شرعیات دانشگاه کابل را به بسترسازی برای رشد افراط‌گرایی و جذب دانشجویان و جوانان به گروهای تروریستی‌ای چون داعش متهم می­کنند.

زمزمه­های حضور داعش در افغانستان، از سال 2015 پس از شکست‌شان در کشورهای عراق و سوریه به گوش می‌رسید.

حزب اسلامی به رهبری گلب‌الدین حکمت‌یار که در آن زمان در فهرست گروه‌های تروریستی بود و در جبهه‌ی مخالف دولت افغانستان قرار داشت، اولین گروهی بود که از حضور نیروهای داعش در افغانستان استقبال کرد.

حکومت افغانستان اعلام کرده بود، با گروه داعش برخورد قاطع می‌کند و هر جا که نشانی از این گروه بیابد، به شکل ضربتی وارد عمل می‌شود تا جلو توان‌مند شدن آن را بگیرد.

اما گروه داعش در افغانستان نه تنها تضعیف نشده است، که تا به امروز دست به چندین حمله‌ی خونبار بر مساجد و تجمعات شهروندان از جمله حمله بر شیعیان زده؛ هرچند حکومت افغانستان نیز بارها این گروه را به سختی سرکوب کرده است.

به گفته‌ی محمد محق، پژوهش‌گر امور دینی، داعش تنها یک گروه نظامی نیست، بلکه قبل از آن یک ایدیولوژی و دستگاه فکری است که تعریف خاصی از اسلام و کفر، از جهان امروز، از جهان اسلام، از حکومت­های موجود و از مشکلات منطقه‌ی ما و خاورمیانه دارد. از نظر ایدیولوژیک، این گروه برخاسته از دامن سلفیت جهادی است که نسخه‌های بسیار ابتدایی آن به قیام محمد بن عبدالوهاب و سپس جنبش‌های مشابه آن در شبه‌قاره‌ی هند بر می‌گردد و نسخه‌های پیشرفته‌تر آن را شاخه‌های جداشده از اخوان‌المسلمین مصر؛ مانند الجهاد الاسلامی، الجماعت الاسلامیه، جماعت‌المسلمین و سپس سازمان جهانی القاعده تشکیل می‌دهند. به گفته‌ی این پژوهش‌گر، اگر این گروه‌ها نمی‌بودند و این زمینه‌ی ایدیولوژیک گسترش نمی‌یافت، به دشواری می‌توان گفت که ظهور پدیده‌ای مانند داعش امکان‌پذیر می‌شد.

اما اکنون داعش به گونه‌ی بسیار تکان‌دهنده در معتبرترین دانشگاه افغانستان در قلب پایتخت فعالیت دارد و سال‌هاست که از میان دانشجویان سربازگیری کرده و به خط جنگ بر علیه حکومت افغانستان می‌فرستد.