با تغییر فرد نخست ایالات متحدهی امریکا، نقشها و افرادی هم در امور صلح افغانستان تغییر خواهد کرد. آنچه که انتخابات امریکا را برای مردم افغانستان سرنوشتساز کرد نیز همین مورد بود.
دموکراتهای امریکا که اکنون کرسی ریاستجمهوری این کشور را با پیروزی جو بایدن در انتخابات 2020، به دست آورده اند، سیاستهای ترامپ را در قبال خروج نیروهای امریکایی و شیوهی مذاکره با طالبان، نخواهند پذیرفت.
به یاد داریم که ترامپ با آمدن به کاخ سفید، سیاستهای اوباما را نادیده گرفت و بر خلاف آن عمل کرد؛ این شیوهی عمل در کار جو بایدن نیز لازمی مینماید؛ زیرا او به عنوان نمایندهی حزب دموکرات، باید تخریبی را که از سوی ترامپ به وجود آمده بود، بازسازی کند.
بایدن در قبال افغانستان امیدی ندارد و نخواهد داشت. او شیوهی مذاکره با طالبان را به دست حکومت افغانستان نمیسپارد و سعی میکند این روند را به طور دموکراتیکتر از طریق میانجیهای بینالمللی انجام دهد.
به یک حساب، حکومت افغانستان در صورت هر نوع لابیگریای برای کسب امتیاز بیشتر، ناکام میماند و نباید سعی کند که چنین توقعی میان اعضای برجستهی خود به وجود بیاورد. بهتر است حکومت، به جای توقع امتیاز از سوی امریکاییها به دنبال بهدستآوردن موقف اصلی خود باشد که با حضور خلیلزاد از دست داده بود.
افغانستان، حریفهای زیادی دارد که در سطح بینالملل و سازمان ملل دارای قوت و اعتبار بیشتر است؛ از جمله پاکستان که سعی کرده است، جاگزینی برای حکومت افغانستان در امور صلح کشور باشد.
راهی که میتواند مباحث تازهای را میان کابل و اسلامآباد به وجود بیاورد؛ طیکردن مسیری است که قبلا سیاستمداران افغانستان برای گرفتن دست پاکستان، آن را عبور کرده بودند. اکنون حکومت نمیتواند بدون جلب توجه پاکستان و یا تخریب فعالیتهای این کشور در امور صلح افغانستان، نقش خود را به آنچه باید باشد، برساند.
به هر صورت، گفتوگوهای صلح افغانستان برای مدتی به چالش دیگری برخواهد خورد؛ چالش تعلیق و انتظار که از نامعلومی تصمیم بایدن در مورد توافقنامهی امریکا-طالبان به وجود آمده است.
بایدن، صلح افغانستان را با عجله پیش نخواهد برد؛ زیرا برخلاف ترامپ، نیازی برای تبلیغ فعالیتهایش برای کسب امتیاز در انتخابات ندارد. این که تا دو روز پیش، سرنوشت این گفتوگوها با امتیازگیریها گره خورده بود، اندک اندک رو به کاهش است. لااقل امریکا دیگر برای امیتاز، این مساله را پیش نخواهد کشید.
اکنون امتیازگیریهای درون افغانستان و در سطح بزرگتر، امتیازگیریهای بینالمنطقهای باقی است. شاید گروه طالبان هم برای کسب چنین امتیازی، سعی کند جنگ و خشونت را کاهش بدهد تا بتواند بایدن را برای گفتوگو و پذیرش توافقنامهی دوحه راضی نگه دارد؛ ولی این تلاش از سوی طالبان، یکجانبه نخواهد بود و بیشتر از همه نقش پاکستان را در امور صلح افغانستان برجسته میکند.
چالش دیگری که حکومت افغانستان را به حاشیه میکشاند در همین احتمال نهفته است که در هر صورت-چه با نقش پاکستان و چه کشور و کشورهای دیگر- به جایگاهی که یک حکومت در افغانستان لایق آن است، نمیرسد.
رقابتهای سیاسی در داخل کشور، باز هم رونق مییابد و در صورت ناتوانی، قدرت ریاستجمهوری در داخل کشور نیز دچار تزلزل میشود. بنا بر این، نقشهای برای داشتن یک راهکار جدید و همسو با امریکا، ایدهای است که این روزها در سر ارگنشینان افغانستان میچرخد.
بایدن همچنان طرفدار حکومت فدرالی در افغانستان بوده، فضای کنونی و تلاشهای سیاستمداران از گوشهوکنار افغانستان، این ایده را برای او گوشزد خواهد کرد.
گذشته از همه، امریکا با بایدن هم، توجهی به حکومت مرکزی افغانستان ندارد و نمیتواند به دستداشتن در تبیین مواد گفتوگوها و توافق احتمالی آن، دلخوشیای برای ارگ داشته باشد. ماجرای صلح افغانستان سالهای دیگری را نیز سپری میکند و به این زودیها پایان نمیپذیرد.