دور تازه‌ی گفت‌وگوهای صلح

صبح کابل
دور تازه‌ی گفت‌وگوهای صلح

با وجودی که هنوز تنش‌های انتخاباتی و تکلیف نتایج آن مشخص نیست، گفت‌وگوهای صلح وارد مرحله‌ی تازه‌ای شده است. تفاوتی که این بار گفت‌وگوی «زلمی خلیل‌زاد» نماینده‌ی امریکا با طالبان در گذشته دارد، این است که به نظر می‌رسد، مقام‌های امریکایی، مواضع حکومت و خواست مردم افغانستان را در مذاکره‌ها در نظر داشته و یا حد اقل هماهنگی بیشتری در این زمینه وجود دارد. در نُه دور گذشته‌ی این مذاکره‌ها که نافرجام ماند، حکومت و مردم افغانستان خود را بیرون از جریان می‌دانستند؛ اما پس از توقف آن، دغدغه‌های مردم توسط حکومت به گوش مقام‌های امریکایی رسید و این بار، مردم بیشتر از هر زمان دیگر، برای به نتیجه رسیدن گفت‌وگوها امیدوار اند.
«خلیل‌زاد» پس از توقف دوباره‌ی گفت‌وگوها در قطر که با حمله به بگرام هم‌زمان شد، به پاکستان سفر کرده و با مقام‌های این کشور صحبت کرده است. بسیاری نگران بودند که دور تازه‌ی مذاکره‌ها، به سرنوشت گذشته دچار نشود؛ اما هر دو طرف اعلام کردند که برای مشوره‌ی بیشتر، این روند با وقفه‌ی کوتاه رو‌به‌رو شده است.
آن‌چه همه را نگران می‌کند، عدم صداقت کشورهای دخیل در مسأله‌ی افغانستان و نبود مکانیزم شفاف و همه‌شمول برای گفت‌وگوهای صلح بین‌الافغانی است. تا کنون روشن و واضح نیست که امریکایی‌ها با طالبان روی کدام موارد توافق کرده و در مذاکره‌ی طالبان با حکومت و مردم افغانستان چه خواهد شد؟ خلیل‌زاد نقش پاکستان را در پروسه‌ی صلح افغانستان ستایش کرده و مقام‌های پاکستانی نیز، تعهد کرده اند که در فراهم‌آوری زمینه‌ی آمدن صلح، به افغانستان کمک خواهند کرد. مشکل آن است که سیاست و عمل‌کرد هم‌سایه‌های افغانستان همیشه دوگانه بوده و تا زمانی که نسبت به تعهد و شعارهای خود عمل نکرده اند، باور کردنش برای مردم افغانستان خیلی سخت و دشوار خواهد بود.
بارها به امریکایی‌ها پیشنهاد شده است که به جای گفت‌وگو با طالبان، بهتر است با کشورهای مذاکره‌کنند که از تروریزم حمایت کرده و زمینه‌ی انجام عملیات‌های هراس‌افگنانه را در افغانستان برای آنان فراهم می‌کنند. تا زمانی ‌که کشورهای دخیل در جنگ افغانستان، سود خود را در صلح و آرامش این کشور نبینند و افغانستان عمق استراتژیک و محل جنگ‌های نیابتی آنان باشد، آمدن صلح، آرامش و ثبات در این کشور غیر ممکن است. زلمی خلیل‌زاد به مقام‌های پاکستانی گفته است که صلح و ثبات افغانستان برای کشورهای منطقه نفع اقتصادی و امنیتی خواهد داشت؛ مسأله‌ای که کشورهای همسایه و دخیل در افغانستان همواره بر خلاف آن اندیشیده و عمل کرده اند. مهم آن است که اگر صلح آمدنی باشد، راهکار ادامه‌ و حفظ ثبات در افغانستان چیست؟ چگونه می‌توان در وضعیت نابسامان اقتصادی و عدم ثبات شغلی به ادامه‌ی صلح و ثبات امیدوار بود؟
در ابتدا باید مشخص شود که مفاد گفت‌وگوهای صلح امریکا و طالبان چیست و چطور این توافق می‌تواند زمینه‌ی گفت‌وگوهای بی‌قیدوشرط را برای گفت‌وگوهای بعدی بین طالبان و حکومت افغانستان فراهم کند. در داخل نیز هنوز تکلیف انتخابات مشخص نیست و اجماع عمومی برای وارد شدن به مذاکره‌های احتمالی سنجیده نشده است، تا پس از آن برای حفظ صلح برنامه ریزی کرد.
وقتی یکی از دلایل اصلی سربازگیری گروه‌های تروریستی، بی‌کاری و درآمد مالی‌ای است که می‌تواند روی هر چیزی، تأثیر بگذارد، باید از خود پرسید که اول مکانیزم رسیدن به صلح چیست و دوم راه حفظ ثبات و آرامش کدام است؟ استفاده‌ی پایدار از منابع طبیعی افغانستان، حمایت کشورهای کمک‌کننده تا زمان بهره‌وری و رشد اقتصادی افغانستان، رشد بازار صادرات و تولیدات کشاورزی افغانستان و راه‌یابی آن به بازارهای جهانی، یافتن راه‌های بدیل برای کسانی که در طول نزدیک به پنجاه سال، درآمد شان از خشونت‌طلبی و جنگ بوده است، تأمین عدالت اجتماعی و از بین بردن فقر، بی‌سوادی و ناهنجاری‌های فراوان این سرزمین، راه‌های رسیدن به صلح پایدار و دائمی اند که برای رسیدن به آن روز، مردم، حکومت و کشورهای حامی افغانستان راه دراز و کار بسیاری دارند.
آن‌چه افغانستان از آن بیش از هر چیزی رنج می‌برد، جنگی نیست که به صورت بالفعل جریان دارد؛ بلکه انگیزه‌ها و زمینه‌های بالقوه‌ای است که راهش را به خشونت کشیده و بالفعل شده است. برای رسیدن به صلح، پیش از هر چیزی باید انگیزه‌ها و زمینه‌های جنگ‌پروری را از میان برداشت.