زندگی در ولایت دایکندی؛ زنان همه کاره‌اند

سکینه امیری
زندگی در ولایت دایکندی؛ زنان همه کاره‌اند

از هیاهوی زندگی شهری و ساختمان‌های بلند و رنگ‌آمیزی شده‌ی آن، خبری نیست؛ تا چشم کار می‌کند کوه‌های پست و بلند بر زمین روییده است.

آبی که تپه‌های هموارتر را سبز پوشانده است. سرپناه‌های گِلی و حیوانات اهلی، از جریان زندگی آدمی در این مناطق کوهی خبر می‌دهد.

در گذر از خم و پیچ کوه‌ها تنها خدا است که مسافران موتر از او کمک می‌خواهند و راننده که می‌گوید: «راحت باشید. موی سر ما در رانندگی د همی مسیر‌ا سفید شده و د وضعیت بدتر از، بدون حادثه رانندگی کدیم.»

برای من اما؛ این دست جمله‌ها حتا با تقلین اثربخش نیست. ناامیدانه تلاش می‌کنم که زمان سقوط به دره و ختم اولین و آخرین سفرم به دایکندی، زندگی روستایی را مشاهده و درک کنم که چگونه در مناطق درودست سرزمینم جاری است.

بعد از دو روز ترس با کمک خدا و راننده به مقصد می‌رسیم. روستایی استوایی‌ترین قسمت افغانستان. دودی از برخی خانه‌ها دل تپه بلند می‌رود. زنی با پشتاره‌ای از علف که دنبال چند بز و گوسفند پیش می‌رود به دختربچه‌ی همراهش می‌گوید: «اوی بچه جان! مال‌ا هنوز به خانه نرسیده، تنور نکردیم/نان نپختیم؛ وقت افطار شد، زود کو.»

 به ساعت نگاه می‌کنم که از هفت شام گذشته است. نزدیک به وقت افطار است اما هنوز شمار زیادی از زنان مصروف جمع‌آوری علف‌اند و یا هم در حالی برگرداندن رمه‌ها به خانه؛ شماری هم مصروف آبیاری مزارع.

از سهولت‌های زندگی شهری خبری نیست؛ هم‌چنان خبری از شکایت از خستگی و تشنگی روزه، نیست. تنها عجله برای تمام شدن کار روزانه پیش از تاریکی است که کم کم در هوا می‌پیچید.

بنا برگفته‌ی مسؤولان در دایکندی، مردان کم‌تر مانده‌اند؛ در نبود آنان، زنان تمام امور را به دست دارند.
عکس: سشیل میدیا

باقی مانده‌های روستا

زهرا که دهه‌ی چهارم زندگی‌اش را به آخر رسانده، سه پسر و هفت دختر دارد. با آنکه پنج فرزند بزرگ‌تر او با حمایت خانواده تحصیلات عالی دارند؛ اما فقط دو فرزندش شغل دارد. شوهرش؛ از مدت‌ها به این‌سو به کار در شهرها رو آورده است‌ تا بتواند هزینه‌ی تحصیل فرزندانش را مهیا کند.

 زهرا، با کودکانی مانده که هنوز راه گریز از زندگی طاقت‌فرسای روستایی را نمی‌دانند. می‌گوید که مجبور است به زمین‌های تورگوی/ناهموارش رسیدگی کند و از کشت‌وکار و درختانی که هزینه‌ی زندگی آنان را در آن مناطق تامین می‌کند، مواظبت کند. کار زهرا با روشن شدن روز شروع می‌شود و تا پاسی از شب ادامه دارد.

 او روز را به دهقانی و چوپانی سر می‌کند و با تاریک شدن هوا، به امور خانه‌اش می‌رسد. می‌گوید: «بچه‌ها درس و نوشته دارن؛ برای آینده‌ی‌شان باید تلاش کنن. مه به‌جای اینا رمه را مواظبت می‌کنم و به جای پدرشان به دهقانی نیز می‌رسم.» کم نیستند زنانی مثل زهرا.

ریاست زراعت، آب‌یاری و مال‌داری دایکندی به روزنامه‌ی صبح کابل می‌گوید که زنان در این ولایت همه‌کاره‌اند. سید عبدالواحد فیروزی، رییس زراعت دایکندی می‌گوید: «در دایکندی مردان کم استند و بیش‌تر کارها؛ حتا کارهای زراعتی نیز به دوش زنان است.»

به گفته‌ی آقای فیروزی، به استثنای کارهای شاق، همه امور زراعتی در کنار سایر فعالیت‌ها به دوش زنان این ولایت است و زنان گرداننده‌های اصلی چرخه‌ی اقتصادی این ولایت‌اند.

آقای فیروزی می‌گوید که شمار زیادی از مردان این ولایت، یا مهاجر استند و یا در حال تحصیل در بیرون از ولایت؛ از همین رو به جز از کارهای شاق چون قلبه و خاشاک آوردن از کوه، متباقی کار‌ها را زنان پیش می‌برند. «دایکندی ولایت به شدت کوهستانی است و زمین‌های هموار برای کشاورزی ندارد. بیش‌تر جوانان در حال تحصیل‌اند و خانواده مجبور به حمایت از آن‌ها از هر طریق ممکن.»

به اساس گفته‌های این مقام مسؤول دایکندی، بادام تنها محصول زراعتی‌ای است که به‌عنوان پشتوانه‌ی اقتصادی خانواده‌ها دانسته می‌شود و بالای هشتاد درصد به دست زنان است.

این در حالی است که در طی چند سال گذشته، مردم دایکندی به کاشت بادام در مناطق کوهی روآورده‌اند. در سال 1396 این ولایت 25 متریک تن حاصل بادام برداشت کرده است. در سال 97 به دلیل سرما، این مقدار از نظر کمی به کم‌تر از نصف رسید و بنا بر گفته‌ی منابع، آن مقدار نیز کیفیت نداشته است. امسال انتظار می‌رود که حاصل بادام این ولایت، به بالاتر از 24 متریک تن برسد و اوضاع اقتصادی خانواده‌ها در این ولایت بهبود یابد.

در کنار این، ریاست زراعت این ولایت برای 600 خانم در شش ولسوالی باغچه‌های خانگی ایجاد کرده است که شامل 35 گلخانه در دو ولسوالی برای زنان، ایجاد فارم نمایشی زعفران برای زنان و همچنان برای 600 خانم دیگر وسایل فارم‌ مرغ‌داری را توزیع کرده است تا زنان بتوانند نقش بیش‌تر در رشد اقتصادی خانواده‌های شان بازی کنند.

ریاست امور اقتصادی دایکندی می‌گوید که 70 درصد زنان؛ در بخش‌های اقتصادی فعالیت دارند؛ اما سخنگوی والی این ولایت و رییس امور زراعت نقش زنان را از این بیش‌تر می‌گویند.

ریاست امور زنان این ولایت می‌گوید که 30 درصد از کارمندان ملکی دایکندی را، زنان شکل می‌دهند. ذکیه رضایی، رییس امور زنان دایکندی، به روز نامه‌ی صبح کابل می‌گوید: «با آنکه دایکندی به تازگی از ولایت درجه سه، به درجه دو ارتقا کرده و در مقایسه با دیگر ولایت‌ها،‌ خیلی عقب‌ مانده است؛ اما حضور زنان در این ولایت، در تمام سطح پررنگ است.»

ریاست امور زراعت داکندی می‌گوید که امور زراعتی به دست زنان این ولایت است.
عکس از: CRS

با این وجود، سوال این است که،

واقع؛ زنان بیکاراند؟

مصطفا مستور، وزیر اقتصاد کشور، گفته بود که افراد واجد شرایط کار در افغانستان، 15میلیون است که فقط 8.4 میلیون آن مصروف و 7.2  میلیون بی‌کار استند و از شمار جمعیت بیکار نیز حدود دو میلیون نفر در جستجوی کار استند و بیش‌تر از پنج میلیون دیگر زنان استند که کار نمی‌کنند. به گفته‌ی اقای مستور، زنان 41 درصد نفوس بیکار را شکل می‌دهند و این مشکل بزرگ برای کشور فقیر است.

ویدا ساغری فعال جامعه‌ی مدنی، در پاسخ به اینکه آیا واقعن زنان بیکار استند؟ می‌گوید که  تنها افرادی که همیشه کار می‌کنند زنان‌اند؛ اما در مقابل کار، درآمدی به آنان تعلق نمی‌گیرد. «در تمام متنون دینی، از جایگاه زن می‌گویند؛ اما در وضعیت ایده‌آل، تنها شماری از آن‌ها مورد خشونت قرار نمی‌گیرند. من به عنوان یک زن و یک مادر، بهشت فردایی را که متنون دینی برای ما مادران وعده‌داده، کار ندارم. بلکه جایگاه انسانی‌ام را می‌خواهم و می‌خواهم که دیگر تحقیر و توهین نشویم و مورد خشونت قرار نگیریم.»

این در حالی است که بر اساس تحقیقی مجتمع جامعه‌ی مدنی کشور، حدود 76 درصد زنان در افغانستان مورد خشونت واقع می‌شوند.

ویدا ساغری می‌افزاید که در سیستم زن‌داری سنتی‌ای که در افغانستان حاکم است؛ نه تنها در مقابل پرستاری از کودکان و تنظیم امور خانه از زنان قدردانی نمی‌شود، بل‌که کار دانسته نمی‌شود و سبب اصلی نقص حقوق بشری زنان در افغانستان است و با این حال زنان را با واژه‌های کلیشه‌ای مکارانه فریب می‌دهند و حقوق اجتماعی آنان را می‌گیرند.

جامعه‌شناسان، می‌گویند که زنان از دیرباز تا کنون، نقش فعال و پررنگی در زندگی بشر داشته‌اند و بخش اعظم وقت و نیروی‌شان را صرف خانه‌داری کرده‌اند.

جواد سلطانی، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس، می‌گوید که آمار رقم ‌بیکاری در میان زنان، تنها بر حسب کارهای استخدامی بامزد است؛ نه کارهای قراردادی‌ای که زنان درخانه‌ها مشغول به آن استند. این نوع نگاه، روی زندگی آنان اثر گذاشته است. «زنان و مادران تنها افرادی‌اند که همیشه در تاوان‌اند. ارزش‌گذاری به کار‌ آنان، زمانی در جامعه مشخص خواهد شد که به جای آنان نیروی بیرونی استخدام شود تا شاید به این ترتیب اوضاع زندگی آنان هرچند تابع تغییر زندگی عمومی است، بهبود یابد.»

فعالان جامعه‌ی مدنی می‌گویند که به جای توصیف زنان با واژه‌ها، تلاش شود که اوضاع زندگی برای آنان تغییر کند تا رنج آنان کمتر شود.