مهمانان ناخوانده؛ سفره‌اي كه براي طالبان پهن نيست

زاهد مصطفا
مهمانان ناخوانده؛ سفره‌اي كه براي طالبان پهن نيست

طالبان؛ مهمانان ناخوانده‌اي كه احتمال مي‌رود، دوباره وارد كابل شوند. وارد شهري که هجده سال پیش مجبور به ترک آن شدند. کابلی که به این زودی‌ها طالبان را از یاد نخواهد برد.

آیا اظهار امیدواری زلمی خلیل‌زاد نماینده‌ی ویژه‌ی امریکا در امور صلح افغانستان و نمایندگان طالبان در آخرین دیدارهای شان، از گفت‌وگوهای صلح، همزمان با مصرف 604 میلیون دالر از بودجه‌ی 409 میلیارد دالری نیروهای نظامی افغانستان از طرف امریکا، برای ساخت دیوار مکزیک، خبر از احتمال خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آمدن دوباره‌ی طالبان می‌دهد؟

اگر اين فرض را درست بدانيم كه نتيجه‌ي گفت‌وگوهاي صلح، به آمدن دوباره‌ي طالبان مي‌انجامد، طالبان با چه رويكردي وارد كابل مي‌شوند؟

از طالبانی که آمده بودند تا طالبانی که می‌آیند.

از كابلي كه طالبان آمدند تا كابلي كه طالبان مي‌آيند.

اگر فرض فرعي مان اين باشد كه افغانستان را در آيينه‌ي كابل ببينيم، سفره‌ي كابل، براي اين مهمانان ناخواسته چقدر پهن است؟

آیا طالبان می‌آیند؟

از چند ماه به این سو، گفت‌وگوهای صلح بین نمایندگان طالبان و زلمی خلیل‌زاد جریان دارد. گفت‌‌وگوهای پشت درهای بسته‌ای که شورای عالی صلح و دولت افغانستان را به حاشیه رانده است. پس از دور ششم این گفت‌وگوها زلمی خلیل‌زاد در برگه‌ی تویتر خود نوشت: « به پیش‌رفت‌های مداوم اما آهسته در مورد چارچوب ختم جنگ در افغانستان دست یافته‌ایم.»

همزمان ذبیح‌الله مجاهد سخن‌گوی طالبان در برگه‌ی تویترش، از این دور گفت‌وگوها اظهار امیدواری کرده، نوشته بود: « در مورد مسوده‌ای که در دوره‌های قبلی ترتیب یافته بود، در بعضی موارد پیش‌رفت‌هایی صورت گرفت و بخش‌های دیگر هنوز باقی مانده است.» اینکه بخش‌های دیگر شامل چه مواردی می‌شود، مساله‌ای است که نه زلمی خلیل‌زاد از آن چیزی گفته است نه سخن‌گویان طالبان؛ مواردی که مقام‌های افغانستانی را مبنی بر شریک نکردن جزئیات گفت‌وگوهای صلح از طرف زلمی خلیل‌زاد با دولت افغانستان شاکی کرده است.

داوود عرفان استاد دانشگاه می‌گوید: « حل مساله‌ی طالبان مستلزم سه اجماع؛ داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی است. به نظر می‌رسد اجماع قدرت‌های بزرگ در گفت‌وگوهای خلیل‌زاد در مسکو به وجود آمده و او در حال رای‌زنی جهت حصول اجماع داخلی و منطقه‌ای است.»

با توجه به وضعیت جنگ در افغانستان که بیش از صدهزار بیجاشده از روستاها تنها در سال 2019 داشته است و پیش‌روی طالبان در بیش از ده‌ها ولسوالی در ولایت‌های مختلف، می‌توان نتیجه گرفت که دولت افغانستان با حمایه‌ی امریکا و کشورهای عضو ناتو ظاهرن در جنگ هجده‌ساله مقابل این گروه، کم آمده‌اند. وضعیتی که به گفته‌ی آگاهان، دولت افغانستان و شرکای بین‌المللی‌اش را مجبور به امتیازدادن به طالبان کرده است.

از طالباني كه آمدند تا طالباني که مي‌آيند

23 سال پیش، صبح روز بعد، ورود طالبان در کابل، روايت از جسدهاي آويزان‌شده‌ي دكتر نجيب‌الله رييس‌جمهور افغانستان و جنرال احمدزي برادرش در غرفه‌ي ترافيكي در چارراهي آريانا، مركز شهر كابل داشت. صدور فرمان منع رفتن زنان به اداره‌هاي دولتي و منع دختران از مکاتب و دانشگاه‌ها. منع شنیدن موسیقی، دیدن تلویزیون و تفریح‌های جمعی و گروهی. مردان مجبور به ماندن ریش و بستن لنگی شدند و زنان به پوشیدن چادری و بیرون نشدن بدون محرم از خانه. تنها تفریح عمومی برگزاری مسابقات فوتبال در چمن حضوری بود که هر بار همراه بود با شلاق، قطع دست، سنگ‌سار و اعدام مجرمین؛ پیش از بازی تا پندی باشد برای دیگران.

حفیظ الله مصداق، خبرنگار و فعال مدنی می‌گوید: « طالبان پیشین، با جنگ در بخشی از افغانستان امارت اسلامی را تاسیس کردند؛ اما طالبانی که می‌آیند در یک توافق و درسایه‌ی صلح با گذشتن از برخِ اهداف ایدیولوژیک و پذیرش برخِ ارزش‌های مدرن…» وارد کابل می‌شوند؛ اما داوود عرفان، می‌گوید که طالبان امروز از تجارب جنگی بیش‌تری برخوردار بوده و با توجه به دست‌رسی شان به تکنولوژی و کار رسانه‌ای امکانات بیشتر برای تبلیغات دارند. به باور داوود عرفان مذاکرات صلح به طالبان مشروعیت بیشتری داده است.

عمل‌کرد تروریستی طالبان در مقابل غیرنظامیان و رویکرد حاکمیت شان در مناطق زیر تسلط این گروه، بیان‌گر تغییر در دیدگاه آنان نیست. گروهی که در ولسوالی‌ها و روستاهای زیادی، رفتن دختران به مکاتب و تعلیمات مدنی را از تقسیم‌اوقات معارف حذف کرده‌اند، با چه رویکردی وارد کابل خواهند شد.

ویدا ساغری، فعال حقوق زن، آمدن دوباره‌ی طالبان را با چهره‌ی سابق شان جلو شش ملیارد نفوس جهان، مسخره پنداشته می‌گوید که ممکن نیست طالبان با رویکردی که آمده بودند بچلند. به باور وی، طالبان نقابی است که از طرف عده‌ی سیاست‌گر تمامیت‌خواه داخلی و خارجی به چهره‌ی گروهی گذاشته شده است. ویدا ساغری، گلب‌الدین حکمت‌یار را بخشی از این نقاب سیاسی می‌داند که نیامدنش استفاده‌ی سیاسی داشت و آمدنش، مشتِ بسته‌ای که جز ضعف چیزی نداشت برای بازکردن.

کابل در زمان جنگ‌های داخلی. سرک منتهی به باغ بالا از سمت چهاراهی ترافیک. عکس(سوشل مدیا)

از كابلي كه طالبان آمدن

تا كابلي كه طالبان مي‌آيند

جنگ هاي تنظيمي بين گروه‌هاي مجاهدين و قدرت در كابل دهه‌ی هفتاد، فضا را براي ورود طالبان مساعد كرده بود. ورود طالبان از دروازه‌ي شرقي هوت‌خيل و خروج نيروهاي برهان‌الدین رباني از دروازه‌ي شمالي خيرخانه، ظاهرا پايان جنگ‌هاي خانمان‌سوز سه‌ساله در كابل بود. ٢٦ ميزان ١٣٧٥ خورشيدي، بيرق طالبان بر فراز ارگ كابل بلند شد.

به گفته‌ی داوود عرفان: « کابل دهه‌ی ۷۰ شهری نیمه‌سنتی با وضعیتی تقریبا بسته بود. سطح آگاهی عمومی به شدت پایین بود. جمعیت کمتری نسبت به امروز» داشت.

با وجود كشتار بي‌وقفه‌ي طالبان طي هجده سال گذشته با حملات تروريستي، انتحاري، انفجار و جنگ‌هاي تهاجمی، بيش از هزاران دانشجو و دانش‌آموز دختر در مكاتب و دانشگاه‌ها درس مي‌خوانند. صدها زن در ادارات دولتي و خصوصي كار مي‌کنند و بیش از ده‌ها رسانه‌ی دیداری، شنیداری و نوشتاری زیر چتر آزادی بیان فعالیت‌ می‌کنند. دست‌آوردهایی که دهه‌ی هفتاد به اکثر آنان دست‌رسی نداشت.

امان پویامک شاعر و نویسنده، کابل امروز را، در حال گذار به دموکراسی دانسته می‌گوید که برای سرعت‌بخشیدن به این گذار، باید سازش داشت. چیزی که در رسیدن به دموکراسی مهم است.

به باور پویامک، گفت‌وگوهای صلح بخشی از این سازش است. «هرچند حکومت افغانستان در نقشه‌ی راهی که در دست دارد، در آن خیال منحل‌سازی طالبان و درآوردن آنان در زیر مجموعه‌ی نظام دموکراسی را می‌شود دید؛ اما با توجه به وضعیت خاکستری کنونی و کنش‌های طالبان، مسیر رسیدن به این هدف هنوز تاریک و مبهم به نظر می رسد.» به باور وی، حکومت افغانستان و جامعه‌ی جهانی چشم‌داشت شان از این سازش، این است که هر اقدامی پس از کنار آمدن طالبان، در تبانی با نظام دموکراسی صورت خواهد گرفت.

داوود عرفان می‌گوید که مناسبات اجتماعی و آگاهی سیاسی نسبت به کابل دیروز به شدت دگرگون شده و کابل امروزه راهش را به سوی مدرنیته باز کرده است.«بعد از طالبان، طبقه‌ی متوسطی ظهور کرده که آرمان‌ها، مطالبات و خواست‌های متفاوتی دارند که در زمان طالبان دهه‌ی ۷۰ وجود نداشت. کابل امروز محراق توجه جهان است در حالی که کابل دهه‌ی ۷۰ شهری متروک و مهجور بود.» به باور وی، با توجه به آمدن گلب‌الدین حکمت‌یار، کابل ظرفیت این را دارد که طالبان را در خود هضم کند.

حضور کشورهای خارجی، برگشت مهاجران افغانستانی طی هجده سال گذشته، همزمان با نسل شبکه‌های اجتماعی و جمعی، معادله‌ی امروز کابل را از دیروز تغییر داده است. اما اگر معادله‌ی اصلی مان را برعکس کنیم و فرض مان این باشد که کابل را در آیینه‌ی افغانستان ببینیم، در خرده‌های شکسته‌ای که روستا به روستا حضور طالبان و نوع حکومت آنان را نشان می‌دهد، برامد برگشت دوباره‌ی طالبان چه خواهد بود؟ آیا کابل با تمام دست‌آوردهایش، دوباره در طالبان منحل خواهد شد؟

نگاه سنتي مسلط در ولسوالي‌ها و برخ ولايت‌هاي افغانستان، با ورود طالبان در اين مناطق، با رويكرد طالباني بيشتر پهلو مي‌دهد. مردمي كه با ذهنيت‌هاي مذهبي-‌قبيله‌اي، تاريخ را با خون، مجازات خودسرانه، و تجاوز به حريم ديگران رقم زده‌اند. اين معادله در بزرگ شهرها با چه چهره‌اي نمايان خواهد شد؟ در كابل، محل تلاقي زندگي سي و چند ولايت افغانستان. شهری که صدها تن در مرکز آن زیر سایه‌ی حکومت دموکراتیک، فرخنده را به آتش کشیدند.