کافه‌کتاب‌ها را جدی بگیریم

صبح کابل
کافه‌کتاب‌ها را جدی بگیریم

کافه‌کتاب، نوعی از کافه با محیطی انبارشده از کتاب است که در آن افراد می‌توانند کتاب بخرند؛ خوراکی و نوشیدنی سفارش دهند و گفت‌وگو کنند.

امروزه، کافه‌کتاب‌ها شیوه‌ای برای ترویج کتاب‌خوانی در جهان شده است. همان‌طوری که کافه‌ها در جهان برای تبادل فرهنگ‌ها، نظرها و باورها نقش بازی می‌کند و برای فرهنگ‌سازی کار می‌کند.

کابل، شهری که در آن به تازگی مردم به فرهنگ کافه‌نشینی آشنا شده‌اند. کافه‌نشینان، کافه‌ها را مکان آرام برای از میان برداشتن خستگی‌های روزمره‌ی‌شان می‌دانند. با دوستان‌شان دیدار می‌کنند؛ چای و قهوه می‌نوشند. از همه مهم‌تر میان آنان تبادل افکار صورت می‌گیرد.

فیروزه محمدی، مشتری یکی از کافه‌ها می‌گوید: «من معمولا کافه‌ها را برای دیدار و ملاقات دوستانم انتخاب می‌کنم؛ زیرا مکانی است آرام، که در آن به خوبی می‌توانیم با همدیگر بحث و گفت‌وگو داشته باشیم. در کافه خودم را دور از دغدغه‌های  شهری که در آن دردهای بی‌شماری خفته است احساس می‌کنم.»

در این هیاهو، کافه‌های زیادی ایجاد شده است؛ اما عده‌ای خلاقیت‌های خاصی از خود  نشان داده‌اند. کافه 451، مرکزی به تبادله‌ی کتاب میان جوانان تبدیل شده است. در این کافه جوانان کتاب می‌آورند، کتاب می خواند و این کتاب‌ها را با هم شریک می‌کنند.

قیس ذاهب، مسؤول کافه 451 می‌گوید: «این کافه با هزینه‌ی چهار صدهزار افغانی ساخته شده است که در نخست یک خرابه بود و ما امروز آن را مبدل به مرکز فرهنگی‌ای کرده‌ایم که جوانان را به سوی کتاب‌خوانی سوق دهیم.

جوانان زیادی روزانه به این‌جا می‌آیند، کتاب می‌خوانند و در مورد کتابی که خوانده‌اند، با دوستان‌شان بحث می‌کنند. قهوه و چای می‌نوشند؛ شطرنج بازی می‌کنند کتاب به امانت می‌گیرند و کتاب را به امانت می‌دهند.»

وی موجودیت چنین کافه‌هایی را ضرورت مبرم می‌داند و می‌گوید که چنین کافه‌هایی برای ترویج کتاب‌خوانی میان جوانان مفید واقع شده است.

در این کافه برنامه‌های هفته‌وار کتاب‌خوانی نیز برگزار می‌شود.

شهلا احمدی، عضو گروه کتاب‌خوانی این کافه  می گوید : «ما در صفحه‌ی رخنامه‌ی خود کتابی را می‌گذاریم و به جوانان اطلاع می‌دهیم که موضوع بحث هفته بعدی ما روی این کتاب است و هر هفته در مورد یک کتاب بحث و گفت‌وگو می‌شود.»

به گفته‌ی قیس ذاهب، روزانه به‌طور اوسط 40  تا 50  مشتری به آن‌ها مراجعه می‌کنند که اکثرشان جوانانی بین 20 تا 30  استند.

در چند متری مقابل همین کافه، مرکز فرهنگی شهر کتاب واقع شده است. این مرکز، محلی برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی و علمی است.

در این مرکز، کافه، کتاب‌فروشی، گالری بخش صنایع دستی و ظروف سفالی‌، به‌گونه‌ای کنار هم واقع شده که انسان را به شگفت می‌آورد. وقتی وارد این کافه می‌شوی، نخست کتاب‌های کلاسیک و معاصر چشم انسان را به خود جلب می‌کند؛ عکس‌های سیاه و سفید از نویسنده‌ها و شاعران بزرگ جهان؛  تابلوهای نقاشی‌شده،  طراحی‌های روی دیوار؛ همه به جذابیت این مرکز افزوده است.

معصومه حسینی، مسؤول کافه‌ی شهر کتاب می‌گوید: «زمانی که مشتریان برای نوشیدن چای و قهوه می‌آیند، حتما از کتاب‌فروشی و دیگر بخش‌های ما دیدار می‌کنند؛ معمولا برای دوستان‌شان کتاب هدیه می‌گیرند و یا برای خودشان کتاب خریداری می‌کنند.»

طارق قاسمی، مسؤول فروشگاه کتاب این مرکز، می‌گوید که علاوه بر کتاب‌هایی که برای فروش است، ما عده‌ای از کتاب‌های خود را برای مشتریانی که در کافه می‌آیند اختصاص داده‌ایم تا هم قهوه‌ی‌شان را بنوشند و هم کتاب بخوانند و سعی بر آن کرده‌ایم که فرهنگ کتاب‌خوانی را میان جوانان ترویج کنیم. در ضمن شهر کتاب، کتاب‌ها  را  به مشتریان در بدل حق العضویتی که پرداخت می‌کنند به امانت میدهد.»

 ضیاؤالحق امیری که دانشجوی سال چهارم فلسفه و جامعه‌شناسی  است، برای نوشتن پایان‌نامه‌اش به کتاب‌هایی که نیاز دارد، این‌جا آمده است و در قفسه‌های کتاب، دنبال کتاب‌های مورد نیازش می‌گردد. امیری می گوید: «شهر کتاب این فرصت را به ما داده تا کتاب‌های دل‌خواه ما را از اینجا دریافت کنیم. در بدل پول اندکی که به‌عنوان حق العضویت  پرداخت می‌کنم،  می‌توانم کتاب به دست آورم؛ چون خرید کتاب‌ها برایم گران تمام می‌شود.»

برای عده‌ای از مشتریانی که هدف‌شان تنها آمدن به کافه است و برای نوشدن چای یا قهوه آمده‌اند، حضور کتاب‌ها بی‌اثر نیست و معمولا توجه‌شان را جلب می‌کند.

با رقیه نوری، یکی از مشتریان شهر کتاب گفت‌وگو کردم. وی می‌گوید: «اینجا برای خریدن تحفه برای سال‌گرد دوستم آمده‌ام و بیش‌تر کتاب توجهم را به خود جلب کرده است. دوست دارم یکی از این کتاب‌ها را خریداری کنم هر چند نمی‌توانم از ظروف سفالی زیبایی که اینجا گذاشته شده است چشم بردارم با آن‌هم کتاب را برای گرفتن هدیه ترجیح می‌دهم.»

 در کشوری که مردم آن ارزش‌ها و باورهای سنتی دارند، موجودیت کافه‌ها برای‌شان آشنا و قابل پذیریش نیست.

این کافه ها که تعدادشان در شهر کابل اندک است، توانسته عده‌ای از جوانان را به کتاب‌خوانی تشویق کند و همچنان آغازگری باشد برای ترویج بیش‌تر کتاب‌خوانی بین مردم.

در افغانستان کشوری که در آن عده‌ی انگشت‌شماری از مردم کتاب می‌خوانند،  وجود چنین مکان‌هایی که بتواند مردم را به کتاب و کتاب‌خوانی تشویق کند، جایگاه ویژه‌ای دارد.