اطلاعات درزکرده از نشست اعضای رهبری شورای کویتهی طالبان با سازمان استخبارات پاکستان و قاچاقبران بزرگ مواد مخدر، خبر از همکاری تنگاتنگی میدهد که مثلث، طالبان، آی اس آی و مواد مخدر را در افغانستان به هم گره میزند. این نشست که قرار بود پنهانی و بدون حاشیهی رسانهای در منطقهی اسحاقآباد شهر کویتهی پاکستان برگزار شود، در پی انفجاری خبرساز شد. هر چند استخبارات پاکستان تلاش کرد مانع خبررسانی رسانههای پاکستانی از این انفجار شود؛ اما در دنیای امروز، جلوگیری از پخش و نشر چنین موضوعاتی به دلیل گسترش ارتباطات و چرخهی اطلاعات، ناممکن است.
طبق اطلاعاتی که روزنامهی صبح کابل از این نشست به دست آورده است، هدف از این نشست، ایجاد هماهنگی و همکاری طالبان، قاچاقبران مواد مخدر و استخبارات پاکستان بوده است تا به راههای مصؤونتری برای قاچاق و ترانزیت مواد مخدر از افغانستان به پاکستان و از آن کشور به کشورهای دیگر، جستوجو کنند. آی اس آی پاکستان، طبق این اطلاعات، نقش تسهیلکننده را در این تجارت سه جانبه –طالبان، پاکستان و قاچاقبران- بازی میکند. بر اساس اطلاعات به دست آمده، قاچاقبران با همکاری طالبان مواد مخدر را از افغانستان وارد پاکستان میکنند و آی اس آی پاکستان ترانزیت این مواد به دیگر کشورها را انجام میدهد.
هر چند وقوع انفجار در این جلسهی هماهنگی، قسمتی از این پروژه را مختل کرده و به مرگ افراد مهمی از طالبان و قاچاقبران مواد مخدر انجامیده است؛ اما محتوای این نشست، بیانگر این است که روابط تنگاتنگی بین کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان، طالبان و پاکستان وجود دارد که چرخهی تولید مواد مخدر را در افغانستان میچرخاند و با پولی که از این طریق به دست میآید، چرخهی خشونت و تروریزم همچنان دوران پیدا میکند. در قسمتی از اطلاعاتی که صبح کابل به آن دست یافته است، قاضیالقضات طالبان که یکی از تأثیرگذارترین افراد طالبان که در این انفجار زخمی شده است، از قاچاقبران مواد مخدر میخواهد که پولهای گردآوری شده را گزارش دهند؛ زیرا پایان سال نزدیک است و باید مشخص شود که در سال جاری، چه مقدار پول از قاچاق مواد مخدر به دست آمده است. بر بنیاد گزارش سیگار یا ادارهی بازرس ویژهی ایالات متحدهی امریکا برای بازسازی افغانستان، تنها در سال ۲۰۱۸، کشت مواد مخدر ۶۰۰ میلیون در افغانستان عاید داشته است که ۳۰ درصد تمام عواید داخلی افغانستان را تشکیل میدهد؛ این درآمد ۶۰۰میلیونی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم به گروههای مسلح مخالف دولت میرسد و در ساحات زیر کنترل آنان تولید و قاچاق میشود.
پاکستان، بارها به همکاری با گروههای تروریستی در خاک افغانستان اعتراف کرده است و یا گزارشهای موثقی نشان داده است که این کشور، در تولید تروریزم در افغانستان و منطقه دست دارد و استخبارات این کشور، پشت تمام ناامنیها در افغانستان ایستاده است. هر چند ظاهرا مقامهای این کشور از آمدن صلح در افغانستان و ریشهکن کردن تروریزم، حمایت کرده اند و نشان داده اند که همگام با افغانستان برای دستیابی این کشور به صلح و ثبات تلاش خواهند کرد؛ اما نشست اخیر سران سازمان استخباراتی این کشور با طالبان و قاچاقبران مواد مخدر، نشان میدهد که این کشور نه تنها برای رسیدن افغانستان به صلح تلاش نمیکند که صلح در افغانستان خلاف منافع این کشور است و استخبارات پاکستان از هیچ تلاشی برای نرسیدن افغانستان به صلح دریغ نخواهد کرد.
وقتی موجودیت طالبان که بانی کشت و تولید مواد مخدر در افغانستان استند، میتواند منبع درآمدی برای استخبارات این کشور باشد تا این درآمد را به اهداف استخباراتیاش به مصرف برساند، مسلم است که پاکستان از صلح در افغانستان حمایت نکند و مانعی باشد برای رسیدن افغانستان به صلح. اطلاعات به دستآمده از این نشست که با انفجاری به خاک و خون کشیده شد، نشان میدهد که چگونه استخبارات پاکستان از وجود تروریزم در افغانستان منفعتش را تأمین میکند و برادرخواندگی دارد.
دولت افغانستان و امریکا به عنوان همکار استراتژیک این کشور که روی همکاریهای پاکستان در پروسهی صلح حساب باز کرده اند، باید اطلاعات درزکرده از این نشست را جدی بگیرند و نقابی که پاکستان پشت آن پنهان شده است را بردارند. اگر ایالات متحده و کشورهای دیگر، با شناخت دقیق از عملکرد پاکستان در قبال افغانستان و تروریزم، بر این کشور فشارهای بینالمللی را افزایش ندهند، احتمال این که پس از پیوستن طالبان به پروسهی صلح، پاکستان گروه دیگری را برای تأمین منافعش در افغانستان ایجاد کند، دور از انتظار نیست. استخبارات این کشور، به سادگی میتواند، از اختلافات میانگروهی طالبان استفاده کرده و بخشی از آنان را دوباره به فعالیتهای تروریستی در افغانستان فعال کند. با توجه به نفوس پاکستان که گفته میشود تا ده سال دیگر به ۲۴۵ میلیون میرسد، به سادگی میتوان به این نتیجه رسید که اگر اهداف شوم سازمان استخباراتی این کشور در قبال افغانستان مهار نشود، میتواند برای کشور سی و چند میلیونی افغانستان دردسرساز دایمی شود.